•شرط آپ پارت بعدی:ووت پارت های 48 و 49
باید +140 باشه.با بی حالی از حالت خوابیده به نشسته تغییر حالت داد و در جواب جین که راجع به خوردن قرص هاش غر میزد گفت
جیمین:باشه جین!خودت که دیدی قرصم رو خوردم
جین:شربتت...
جیمین:شربتم رو هم باید یک ساعت دیگه بخورم!...
هزار بار گفتیجین:می خوای امروز شرکت نرم؟...عکس برداری امروز اونقدر هم مهم نیست!
جیمین به خوبی میدونست عکس برداری امروز هم برای سابقه کاری جین و هم برای شرکت خیلی مهمه و همکاری با اون برند آرزوی هر کسیه.
از اینکه میدید جین مثل همیشه حاضر بود از خودش و خواسته اش بگذره تا شرایط و حال جیمین خوب باشه لبخند غمگینی زد.
جیمین:نه هیونگ...برو من اوکیم داروها رو هم بخورم زود خوب میشم
جین:مطمئنی؟ می خوای با تهیونگ یا جونگکوک تماس بگیرم بیان اینجا؟
جیمین:نه...ته پیش یونگیِ و جونگکوکم به احتمال زیاد کار داره نمی خوام مزاحمشون بشم...
اگه نیاز شد باهاشون تماس میگیرمتهیونگ رابطه ی خودش با یونگی و اتفاقاتی که افتاده بود رو برای جین تعریف کرده بود و جین هم حسابی بابت خیانت هوسوک عصبانی شد.
جین:باشه پس من رفتم،شربت....
جیمین: باید یک ساعت دیگه بخورم!یادمه
جین بلاخره رفت.جیمین گوشیش رو که از صبح خاموش کرده بود روشن کرد.صبح بعد از رفتن به پولاریس فهمید حالش خیلی بده و نمیتونه بمونه پس به دکتر رفت و بعد از گرفتن داروهاش به خونه برگشت و چند ساعتی خوابید.
پیام های گروهشون رو چک کرد و با دیدن فامیل پم چشم ها گرد شدن و آروم خندید،پارک جئون؟جونگکوک قصد داشت قلب جیمین رو با این کارهای دوست داشتنیش پودر کنه؟!همون لحظه گوشیش زنگ خورد.
جونگکوک:سلام مینی!
جیمین:سلام کوک
جونگکوک:اوه صدا چقدر گرفته،خوبی؟انگار شدید سرما خوردی؟
جیمین:خوبم....رفتم دکتر صبح
جونگکوک:چند بار بهت زنگ زدم اما جواب ندادی
جیمین:آره ببخشید...وقتی اومدم خونه گوشیم رو خاموش کردم و خوابیدم

YOU ARE READING
《 𝑷𝒐𝒍𝒂𝒓𝒊𝒔 》
Fanfiction《 پولاریس 》 ⚜️پارک جیمین صاحبِ رستوران معروف پولاریس توی سئول و جئون جونگکوک پسری که بر اثر اتفاقی در گذشته زندگیش دستخوش تغییراتی میشه و اون رو تبدیل به آدم دیگه ای میکنه. چه اتفاقی می افته اگه سرنوشت این دو نفر رو سر راه هم قرار بده؟(در حال آپ) •ک...