i feel orange, white and blue.2

495 105 32
                                        

جیمین با گیجی پرسید

-چطوری باید پسر خوبی باشم؟

جونگکوک به وضوح یکه خورد، فکر نمی کرد صداشو شنیده باشه، بعد از یکم مکث جواب پسر منتظرو داد

+شاید نباید انقدر خوشگل لباس بپوشی، خوشگل میکاپ کنی و خوشگل برقصی.

واکنش جیمین فقط خیره شدن طولانی و بدون پلک بود، حتی توی مستی هم این حرف جونگکوک براش عجیب بود.

تهیونگ که بعد از کشیدن سیگار روی اون حجم از الکل دوباره های شده بود از جاش بلند شد و دست جیمینم کشید

+بریم برقصییییم.

جونگکوک خوشحال از قطع شدن بحث و تماس چشمی، پشت اون دوتا راه افتاد.

تهیونگ و جیمین توی شلوغی بهم چسبیده می رقصیدن و جونگکوک مثل یه بادیگار وظیفه شناس نزدیک دو پسر ایستاده بود تا مطمئن شه براشون مشکلی پیش نمیاد.

کلافه غر زد

+شما دوتا دردسرید، مثلا هیونگ منید ولی چرا به نظر می رسه که برعکسه و من هیونگ شمام؟

تهیونگ با شنیدن صداش توجهش جلب شد

+جونگکوکا ما بازم مشروب میخوایم.

جونگکوک لبخندی حرصی ای زد

+الان براتون میارم هیونگ.

با وجود اینکه با نگاهش هنوز اون دو نفر رو می پایید پیش بارتندر رفت

+دوتا لیوان آب یخ لطفا.

با گرفتن سفارش پیششون برگشت، لیوان ها رو دست اون دوتا داد و جیمین بدون لحظه ای مکث نصفشو یه ضرب نوشید

_این آب نبود؟

تهیونگ هم یه جرعه از لیوان خودش خورد

+نمی دونم فکرکنم مال من الکل داره جیمین.

بعد لیوانشو به سمت جیمین گرفت تا ازش امتحان کنه، اما دستش لرزید و بقیه ی آب روی کت جیمین ریخت.

-فاااک، سرده.

جیمین داد کوتاهی کشید. یقه ی کت رو از خودش فاصله داد تا لباسش کمتر خیس بشه.

توجه جونگکوک به گردن سفید جیمین که قطرات آب روش سر میخورد جلب شد. هوای داخل کلاب به گرم ترین حد خودش رسیده بود.

+فاک.

زیرلب گفت.

تهیونگ متاسف بهش نزدیک شد و دستش رو به دکمه ی کت برد

I feel blueMga kuwentong kahuhumalingan mo. Tumuklas ngayon