Birthday

2.9K 281 60
                                        

17 Birthday

Third person POV

این هفته تولد جیمین بود و اوضاع برای سه دوست خوب پیشرفته بود. جونگکوک با جیمین آشتی کرده بود، هرچند تهیونگ نمی‌دونست چطور این کارو کرده. حالا هر سه نفرشون با هم وقت می‌گذروندن و کسی رو تنها نمیذاشتن. البته گاهی تهیونگ چند روزی با اونا نبود و به‌جاش با یوتا و جیسونگ وقت می‌گذروند.

(نکته: آخر شب (ساعت ۱۱:۵۹ شب تا ۱۲:۰۰) بعضی‌ها میتونن بوی جفتشون رو حس کنن، امیدوارم این توضیح کافی باشه.)

شنبه شد و روز تولد جیمین. تهیونگ و جونگکوک توی خونه‌ی تهیونگ داشتن کادوهایی که قبلاً برای جیمین خریده بودن رو بسته‌بندی می‌کردن. چون حسابی سرشون شلوغ بود و کلاً بسته‌بندی کادوها رو فراموش کرده بودن.

اونا برنامه ریخته بودن که یه مهمونی غافلگیرکننده توی خونه‌ی جیمین برگزار کنن. اگه می‌پرسین چطوری میخوان غافلگیرش کنن، جونگکوک قراره جیمین رو ببره بیرون، یه چیزی مثل "دیت" و تهیونگ و بقیه دوستاشون خونه رو تزیین کنن و غذاهای موردعلاقه‌ی جیمین رو آماده کنن. حتی از پدر و مادر جیمین هم اجازه گرفتن، هرچند اونا برای مهمونی نیستن چون توی سفر کاری خارج از کشور بودن اما قبلاً یه کادو به جیمین داده بودن.

الان همه به‌جز جیمین توی کافه‌ی جیسو جمع شده بودن تا برنامه رو مرور کنن.

زمان: ۱۲:۵۰ روز

"خب جونگکوک، تو حواست باشه جیمین رو سرگرم کنی و تا ساعت ۶ برنگردی، فهمیدی؟" دویونگ اینو گفت و به جونگکوک نگاه کرد.

"باشه هیونگ." جونگکوک سرشو تکون داد. هیچ‌کس بهتر از جونگکوک نمی‌تونست جیمین رو یک روز کامل سرگرم کنه.

"اونایی که آشپزی بلدن باید بمونن و غذاهای موردعلاقه‌ی جیمین رو درست کنن، یعنی من، تيونگ، دونگهیوک و جه مین." دویونگ ادامه داد.

"من نمی‌تونم تيونگ رو تنها بذارم. اگه چیزی لازم داشتین، من میرم بگیرم." جهیون گفت و بازوش رو دور کمر تيونگ انداخت و باعث شد تيونگ سرخ بشه.

"باشه، اینم حل شد. حالا ما به اسپیکر برای پخش موزیک نیاز داریم و یکی باید یه پلی‌لیست درست کنه." دویونگ گفت.

"من اسپیکر میارم. چند تا تو خونه دارم." یوتا داوطلب شد.

"من پلی‌لیست رو می‌سازم. چون من و جیمین موزیک هاش مشابهی گوش میدیم." تهیونگ گفت و لبخند زد.

"منم با یوتا هیونگ میرم اسپیکرها رو بیارم." جیسونگ اضافه کرد و با یوتا دست داد. این دو آلفا تو این چند هفته خیلی با هم صمیمی شده بودن. (البته فقط در حد دوستی نه چیزی عاشقانه)

"خب، اون سه نفر مسئول موزیک باشن، بقیه هم خونه رو تزیین کنن." تيونگ گفت و جلسه رو تموم کرد و همه رفتن دنبال کار خودشون.

Good For You |Kookv|Onde histórias criam vida. Descubra agora