Just us pt. 1

2.4K 235 44
                                        

21 Just us

Third person POV

"فکر کنم با جیمین یک کار اشتباه انجام دادم." جونگکوک با صدایی ترسیده گفت.

"صبر کن، چی؟ چی شده؟" تهیونگ هم‌زمان که توی لاکرش دنبال چیزی می‌گشت پرسید و جونگکوک هم به لاکر کناری تکیه داده بود.

وقتی تهیونگ وسایلش رو برداشت، هر دو با هم به سمت کلاس رفتن. یوتا از قبل ته کلاس نشسته بود و با یکی از هم‌کلاسی‌ها حرف می‌زد. جیمین هنوز نیومده بود، پس تصمیم گرفتن تا وقتی که بیاد، روی صندلی‌های جونگکوک و جیمین بشینن.

"داره منو نادیده می‌گیره." جونگکوک با ناراحتی گفت و یادش اومد که جیمین گفته بود یه مدت فاصله‌شو باهاش حفظ میکنه.

"مطمئنم چیزی نیست، اون حتی نمی‌تونه ازت دور بمونه." تهیونگ با لحن اطمینان‌بخشی گفت و دستشو به پشتش زد. همون لحظه، جیمین درست وقتی که زنگ خورد وارد شد. تهیونگ براش دست تکون داد، از جاش بلند شد و به صندلی خودش برگشت.

"آلفات چش شده؟" یوتا از تهیونگ پرسید و با سر به جونگکوک اشاره کرد.

"هـی...اون آلفای من نیست!" تهیونگ با لکنت گفت، صورتش قرمز شد.

"پس داره با جیمین قرار می‌ذاره؟ راستشو بخوای، فکر می‌کنم تو و اون زوج بهتری می‌شین." یوتا آروم گفت.

"نه با جیمین دوسته، و ما زوج بهتری نمیشیم!" تهیونگ با همون صورت قرمز زمزمه کرد.

"پس من و اون زوج بهتریم؟" یوتا با خنده گفت.

"یوتا!"

ررررینگگگ

"فکر کنم تایم ناهار می‌بینمت." یوتا گفت و هر دو از جاشون بلند شدن. "بعد بگو ببینم چش شده."

تهیونگ سری تکون داد و به سمت جیمین و جونگکوک نگاه کرد، ولی جیمین قبلاً از کلاس بیرون رفته بود و جونگکوک فقط ایستاده بود و نگاهش می‌کرد.

"کوکی، خوبی؟" تهیونگ پرسید، سمتش رفت، دستشو گرفت و به زور به کلاس بعدی کشوند، چون جونگکوک انگار اصلاً نمی‌خواست حرکت کنه.

"درست حدس زدم... داره منو نادیده می‌گیره." جونگکوک با ناراحتی گفت.

شبیه یه توله‌سگ شده که صاحبش چند روز بهش محل نذاشته... کیوته...

تهیونگ توی ذهنش فکر کرد و به آلفا نگاه کرد.

"چرا بهم زل زدی؟" جونگکوک متوجه نگاه تهیونگ شد.

"مـ...من زل نزدم!" تهیونگ با لکنت گفت و سریع نگاهش رو دزدید.

"آره، حتماً. حالا به نظرت چرا داره منو نادیده می‌گیره؟ کار اشتباهی کردم؟" جونگکوک با نگرانی پرسید.

Good For You |Kookv|Tempat cerita menjadi hidup. Temukan sekarang