35 Heat pt. 2
Third person POV
"نه برو گمشو!" تهیونگ با گریه گفت و گوشاشو با دستاش گرفت، چون نمیخواست صدای یوتا رو بشنوه.
"وقت ناهاره. باید ناهار بخوری." یوتا نفسشو با حرص بیرون داد، یه دستش کاسهی چاپچائه رو گرفته بود و با اونیکی دستش محکم به در میکوبید.
"من آلفامو میخوام!" تهیونگ گریه کرد. "بوی اونو میخوام!"
"خب بگو آلفات کیه تا برم ازش یه هودی یا چیزی بگیرم بیارم." یوتا آهی کشید. "ولی فقط اگه این کاسه چاپچائه رو تموم کنی."
"قول میدی؟"
"آره قول میدم."
"باشه باشه!" تهیونگ برای اولین بار تو اون روز لبخند زد، هیجانزده که بوی جفتش رو حس کنه.
تهیونگ درو باز کرد و کاسه رو از دست یوتا گرفت ولی دوباره درو بست تا بوی اون وارد نشه.
بازم به نظر ته بوش عجیب میاومد ولی سریع غذا رو خورد. خوشبختانه یوتا زیاد نریخته بود، واسه همین تهیونگ تونست ده دقیقهای تمومش کنه.
درو باز کرد و کاسه رو به یوتا داد که همونجا ایستاده بود تا تهیونگ غذاشو بخوره.
"خب ته، آلفات کیه؟" یوتا آهی کشید.
"کوکی! ج-جونگکوک آلفامـه!" تهیونگ با هیجان گفت. "جونگکوک جفتمه!"
فک یوتا از شنیدن اسم جفت تهیونگ افتاد، چون مثلا بهترین دوستش جیمین یه کراش خفن و خیلی گنده روی اون داشت و این اینقدر تابلو بود که همه میدونستن.
"ا-اوکی میرم هودیشو برات میگیرم." یوتا یه لحظه مِنمِن کرد ولی سریع خودشو جمعوجور کرد و رفت پایین و از خونه زد بیرون تا بره سمت مدرسه.
شانس با یوتا بود چون الان وقت ناهار بچههای سال آخری بود، پس میتونست جونگکوک رو صدا کنه بیاد بیرون و ازش بخواد هودیشو بده که خب یه ذره عجیب بود ولی یوتا قول داده بود.
تهیونگ انقدر خوشحال و هیجانزده بود که حتی چند دقیقهای درد شکمشو فراموش کرد، دور اتاقش میچرخید و میرقصید و کاری به مایع خیس و لیز روی پاهاش نداشت که هرچقدر هم پاکش میکرد باز میاومد.
از اون طرف، یوتا تو مسیرش به مدرسه گوشیشو درآورد و به جونگکوک پیام داد که بیاد بیرون و شانس باهاش بود چون جونگکوک بدون اینکه سوالی بپرسه قبول کرد. واقعا یوتا خودش هم نمیخواست قضیهی "هیت" تهیونگ رو واسه جفت واقعیش توضیح بده.
چند دقیقه بعد، یوتا رسید مدرسه و جونگکوک بیرون منتظرش بود... ولی جیمینم اونجا بود.
آخ آخ... شروع شد.
ESTÁS LEYENDO
Good For You |Kookv|
Hombres Lobo[Completed] "الهه ی ماه... چرا اینکارو با من کردی؟ بهترین دوستم و جفتم عاشق هم شدن..." جونگکوک و تهیونگ جفته همن و جیمین بهترین دوست تهیونگه. اما یه مشکلی وجود داره! جونگکوک نمیدونه تهیونگ جفتشه و فکر میکنه جفتش جیمینه و جیمین که قبلا جفت هاش رو پید...
