Just us pt. 2

2K 206 60
                                        

22 Just us pt. 2

Third person POV

اونا بعد از ۱۵ دقیقه بالاخره رسیدن به مرکز خرید.

"بیا اول یه چیزی بخوریم بعد بریم خرید. دارم از گشنگی می‌میرم." جونگکوک لحظه که وارد شدن گفت.

تهیونگ هم سری تکون داد و موافقت کرد. خودش هم یه کم گشنه‌ش بود. جونگکوک دستش رو توی دست تهیونگ قفل کرد، که باعث شد تهیونگ سرخ بشه، بعد با هم به سمت رستورانی که بکهیون اونجا کار می‌کرد راه افتادن.

"به **** خوش اومدین. چند نفر هستین؟" میزبان پرسید، در حالی که منوها رو آماده می‌کرد. اون فقط به جونگکوک نگاه می‌کرد و تهیونگ رو کاملاً نادیده گرفته بود.

با این بویی که میده، باید بتا باشه.

تهیونگ توی ذهنش فکر کرد و از همین فکر خودش هم اخم کرد.

"امروز فقط دوتا." جونگکوک با لبخند گفت. صورت میزبان سرخ شد، ولی با یه لبخند اغواگر جوابش رو داد.

"پس دنبال من بیا آلفا. تو هم همین‌طور." گفت و یه نگاه پر از تنفر به تهیونگ انداخت. تهیونگ سریع پشت جونگکوک قایم شد.

رفتن و سر میزی که میزبان براشون در نظر گرفته بود نشستن.

اون دو تا منو رو گرفتن، ولی دختر یکی رو با احترام به جونگکوک داد و اون یکی رو فقط جلوی تهیونگ انداخت، که تهیونگ از ترس یه ناله‌ی کوچیک کرد.

"چون امروز نیروی کمکی نداریم، من گارسونتون هم خواهم بود. آلفا، چی میل دارین برای نوشیدنی؟" دختر میزبان پرسید و همچنان تهیونگ رو نادیده گرفت.

"انجل، تو چی می‌خوای بخوری؟" جونگکوک از تهیونگ پرسید، بدون اینکه به میزبان توجه کنه.

"ل-لیموناد صورتی." تهیونگ آروم گفت، چون حس می‌کرد میزبان بهش خیره شده.

"و منم یه کوکاکولا می‌خوام. انجل، تو انتخاب کردی چی می‌خوای بخوری؟" جونگکوک بدون اینکه حتی از منو نگاهش رو برداره گفت.

"ن-نه." تهیونگ هر چی بیشتر میزبان بهش زل می‌زد، بیشتر مضطرب می‌شد.

"می‌تونی بعداً برگردی." جونگکوک با دست اشاره کرد که دختر بره، بدون اینکه حتی یه نگاه بهش بندازه.

"برای گرفتن سفارشاتتون برمی‌گردم." دختر میزبان با عصبانیت دندوناش رو به هم فشار داد و به تهیونگ خیره شد.

تهیونگ دید که میزبان کم‌کم داره  عصبانی می‌شه، چون جونگکوک همچنان نادیده‌ش می‌گیره. ناخواسته یه ناله‌ی دیگه ازش دراومد، که باعث شد جونگکوک متوجهش بشه.

"انجل، خوبی؟" بالاخره سرش رو از منو بلند کرد و دست تهیونگ رو از روی میز گرفت.

"چیزی نیست کوکی." تهیونگ زمزمه کرد.

Good For You |Kookv|Onde histórias criam vida. Descubra agora