Anonymous pt.2

2.9K 290 99
                                        

15 anonymous pt.2

Third person POV

یک هفته از زمانی که تهیونگ اولین نامه‌اش رو از آقای مرغ دریایی دریافت کرد، گذشته بود و اون نمی‌تونست خوشحال‌تر از این باشه. تقریباً هر روز نامه‌ای از اون دریافت می‌کرد؛ مثلا صبح وقتی بیدار می‌شد، یا وقتی که آماده‌ی رفتن به خونه می‌شد نامه رو توی لاکرش پیدا می‌کرد. علاوه بر نامه‌ها، آقای مرغ دریایی گاهی هدیه‌هایی هم براش می‌فرستاد. 

___ 

"تهیونگ، پاشو! برات نامه اومده!" جین با صدای بلند برادر کوچیکش رو که هنوز خواب بود، صدا زد. تهیونگ با چشم‌های نیمه‌باز بیدار شد و خواب‌آلودگی رو از چشمهاش پاک کرد، که باعث شد جین با دیدن چهره‌ی بانمکش ذوق کنه.

"از طرف آقای مرغ دریاییه؟" تهیونگ با لبخندی کودکانه پرسید، درست مثل بچه‌ای بود که با هیجان از والدینش سوال می‌پرسه.

"آره، و یه هدیه هم برات گذاشته." جین با لبخند جواب داد و موهای برادرش رو به‌هم ریخت. بعد از اون پاکت صورتی رنگ آشنایی رو بهش داد و به میزش اشاره کرد. روی میز، جعبه‌ای بنفش با اندازه متوسط و پاپیونی تیره‌تر قرار داشت. تهیونگ با هیجان جیغ کوچیکی کشید و با دقت پاکت رو باز کرد، نامه رو بیرون کشید و شروع به خوندن کرد. 

«ته عزیز 

حتماً خیلی خوشحالی که آخر هفته‌ست، ولی من نیستم. مدرسه تنها جاییه که می‌تونم لبخند شیرین و دوست‌ داشتنیت رو ببینم. به‌هرحال، از این کوکی‌ها لذت ببر. این اولین باره که شیرینی درست می‌کنم و فقط برای تو اینا رو درست کردم ته. اگه ازشون خوشت نیومد به جین هیونگ بگو تا به من خبر بده و دفعه بعد بهترشون کنم! و راهنمایی امروز اینه: من یه آلفا هستم. همین برای الان کافیه، ته عزیزم. 

از طرف آقای مرغ دریایی»

تهیونگ با خواندن نامه خندید. اون عاشق این بود که کسی از لقب براش استفاده کنه، حتی اگه هنوز توی دنیای واقعی باهاش ملاقات نکرده بود. 

"هیونگ، می‌تونی کوکی‌هام رو بهم بدی؟" تهیونگ با شیرینی پرسید و به هدیه‌ی بنفش روی میز اشاره کرد. جین سرش رو تکون داد و جعبه رو به برادرش داد. تهیونگ به‌آرامی پاپیون رو باز کرد و جعبه رو گشود و با دیدن کوکی‌های قلبی‌شکل با تکه‌های شکلات، نفسش بند آمد. 

"هیونگ، نگاه کن! خیلی بامزه‌ن، نه؟!" تهیونگ گفت و با هیجان یکی از کوکی‌ها رو به برادرش نشون داد و جین هم با سر تایید کرد.

تهیونگ یک بار دیگه به کوکی ها نگاه کرد و گاز بزرگی از یکیشون زد.

"هیونگ، خیلی خوشمزه‌ست! حتماً به آقای مرغ دریایی بگو که عاشق کوکی‌هاشم!" تهیونگ با لبخند باقی کوکی‌اش رو خورد و یکی از اونا رو به جین داد. 

Good For You |Kookv|Dove le storie prendono vita. Scoprilo ora