My mate is...

2.5K 271 62
                                        

33 my mate is...

Third person POV

تهیونگ و جونگکوک به سمت خونه‌ی تهیونگ برگشتن، اما تهیونگ اصلاً متوجه ماشین‌های زیادی که دور و بر خونه بودن نشد.

تهیونگ در رو باز کرد، اما با تاریکی و سکوت مواجه شد. جونگکوک پشت سرش ایستاده بود و کاملاً می‌دونست قراره چه اتفاقی بی افته.

"هیونگ؟ کجایی؟" تهیونگ با تردید پرسید و یک قدم داخل خونه گذاشت، اما نمی‌تونست کلید چراغ رو پیدا کنه.
"بازم داری منو اذیت می‌کنی؟" تهیونگ غر زد، ولی بازم هیچ جوابی نگرفت.

ناگهان چراغ‌ها روشن شدن، اما چیزی که تهیونگ رو شوکه کرد فقط نور نبود. یه عالمه آدم از گوشه و کنار پریدن بیرون و با صدای بلند فریاد زدن:

"تولدت مبارک تهیونگ!"

تهیونگ از ترس عقب پرید و نزدیک بود زمین بخوره، ولی جونگکوک که پشتش بود سریع گرفتش.

اونقدر شوکه شده بود که چند ثانیه اول هیچ واکنشی نشون نداد. بعدش آروم برگشت و به جونگکوک نگاه کرد.

"انجل، حالا چی باید بگی؟" جونگکوک با لبخند سرزنشش کرد.

تهیونگ بالاخره به خودش اومد و دوباره به جمعیت نگاه کرد.

"مرسی از همه‌تون!" تهیونگ با خنده‌ای شیرین گفت، همون خنده‌ای که همیشه دل همه رو می‌برد.

همه از شدت بامزه بودنش ذوق کردن و یکی‌یکی جلو اومدن تا دوست عزیزشون رو بغل کنن.

"نمی‌تونم باور کنم که این همه کارو فقط برای من کردید!" تهیونگ بعد از این‌که تقریباً همه رو بغل کرد با لبخند گفت.

"من حاضرم هر کاری برای بهترین دوست دنیا بکنم." تیونگ با عشق گفت و دوباره تهیونگ رو بغل کرد.

"باشه، ولی ما تقریباً کل روز رو برای این جشن وقت گذاشتیم و الان من گشنمه، پس میرم سراغ غذا!" جین یه‌دفعه وسط حرف بقیه پرید.

بعدشم بدون معطلی رفت سمت غذاها و بقیه هم باهاش راه افتادن، چون همه برای آماده کردن این سورپرایز کلی زحمت کشیده بودن و حالا حسابی گرسنه بودن.

فقط تهیونگ، جونگکوک، جیمین، چنلو، دونگ هیوک، وین‌وین، جه‌مین و تیونگ موندن؛ یعنی عملاً همه‌ی امگاها.

از اونجایی که بیشتر آلفاها و بتاها به فکر شکمشون بودن، امگاها یه نقشه‌ی دیگه داشتن. همه با نگاه‌های مرموزی به هم زل زدن و سر تکون دادن، در حالی که تهیونگ و جونگکوک همچنان گیج بودن.

"جونگکوک هیونگ، ما یه لحظه تهیونگ هیونگ رو قرض می‌گیریم. یه صحبت امگایی داریم." چنلو توضیح داد، بعدش دونگ هیوک و جه‌مین با ذوق تهیونگ رو به سمت پله‌ها کشیدن.

Good For You |Kookv|Donde viven las historias. Descúbrelo ahora