45 my mate
Third person POV
آلفا همونجوری حوله رو انداخت رو زمین، سریع به خودش اومد و فوراً دنبال صاحب اون رایحهی آشنا گشت، ولی خب تقریباً مطمئن بود که کیه.
و درست حدس زده بود. اون طرف روی مبل، جفت خوشگلش نشسته بود و داشت یه چیزی تو گوشیش نگاه میکرد تا خوابش نبره. اما یه چیزی اون وسط باعث شد آلفا حسابی حسودیش بشه.
جیسونگ یه طرف تهیونگ نشسته بود و بهش کیک میداد، طرف دیگه هم یوتا بود که اونم داشت باهاش ویدیو رو میدید، ولی از نظر جونگکوک خیلی زیادی به امگاش نزدیک شده بود.
جونگکوک داشت میرفت سمتشون که یه دست کشیدش عقب. برگشت و دید جیمین با چشمای پر اشک پشتشه.
"پس به من دروغ گفتی." جونگکوک با صدای سردی گفت تا شاید جیمین ولش کنه، ولی فایدهای نداشت.
"م-میدونم که ما جفـ... جفت نیستیم، ولی قول دادی تولدت با من باشی!" جیمین با لکنت گفت، و حتی نمیتونست تو چشمای آلفا نگاه کنه چون نگاهش خیلی ترسناک بود.
"من همچین قولی ندادم. حالا دارم میرم پیش جفتم." جونگکوک دستشو از دست اومگا کشید بیرون و رفت سمت جفتش، در حالی که جیمین با یه نالهی کوچیک همونجا وایساد.
ا-اما تنها کسی که اینجا جفت نداره...
ترسای جیمین داشتن واقعی میشدن، چون جونگکوک داشت میرفت سمت بهترین دوستش، که با یه لبخند ساده از همهچی بیخبر، به جونگکوک نگاه میکرد.
"انجل، میتونیم حرف بزنیم؟" جونگکوک با صدای آرومی گفت، ولی توی دلش از اینکه دو تا آلفا اینقدر به امگاش نزدیک بودن، عصبی بود.
"حتماً آلفا! بچهها من برمیگردم." تهیونگ بلند شد، گوشیشو گذاشت روی پای یوتا چون اون هنوز داشت ویدیو رو نگاه میکرد.
جیسونگ فقط سرشو تکون داد. همونطور که آلفا و امگا با هم دور میشدن، جیسونگ سریع بازوی یوتا رو تکون داد تا توجهشو جلب کنه.
"هیونگ! هیونگ! نگاه کن!" جیسونگ به سمت اون دوتا که داشتن میرفتن بالا اشاره کرد.
یوتا که نگاه کرد، چشمهاش از تعجب گشاد شد.
"باید به تیونگهیونگ بگیم." یوتا گفت و جیسونگ هم سریع تأیید کرد.
هر دوشون بلند شدن و رفتن سمت تیونگ که روی پای دوستپسرش دراز کشیده بود و دوتایی داشتن با آرامش همو بغل کرده بودن، تا اینکه اون دو تا آلفای کوچکتر اومدن و همهچی رو خراب کردن.
"به خدا من هیچوقت یه دقیقه آرامش ندارم..." تیونگ غر زد که داداشش حرفشو قطع کرد.
"تهیونگهیونگ و جونگکوکهیونگ دارن با هم حرف میزنن." جیسونگ گفت، فکر میکرد تیونگ سریع میفهمه، ولی اون هیچی نگرفت.
YOU ARE READING
Good For You |Kookv|
Werewolf[Completed] "الهه ی ماه... چرا اینکارو با من کردی؟ بهترین دوستم و جفتم عاشق هم شدن..." جونگکوک و تهیونگ جفته همن و جیمین بهترین دوست تهیونگه. اما یه مشکلی وجود داره! جونگکوک نمیدونه تهیونگ جفتشه و فکر میکنه جفتش جیمینه و جیمین که قبلا جفت هاش رو پید...
