more fluff

2.5K 296 94
                                        

38 more fuff

Third person POV

وقتی که گرگ جونگکوک کاملاً آروم شد، بالاخره از جاشون بلند شدن، البته تهیونگ باید یکم قانعش می‌کرد تا بذاره از رو پاش بلند شه.

"می‌برمت خونه، انجل." جونگکوک با لبخند گفت و دست تهیونگ رو گرفت. اینم یکی از کارای معمولشون بود، واسه همین تهیونگ نه خجالت کشید نه تعجب کرد.

"اوکی کوکی." تهیونگ خمیازه کشید چون از کارای طول روز خسته بود.

اونا کل مسیر از کتابخونه تا خونه تهیونگ رو تو سکوت رفتن، ولی اون سکوت، سکوت آروم و راحتی بود.

وقتی رسیدن دم در خونه، تهیونگ برگشت سمت آلفا که معلوم بود ناراحته چون باید از امگاش جدا شه. همون‌جا تهیونگ یه فکری به ذهنش رسید.

"آلفا، می‌خوای امشب بمونی؟ یه سری از وسایلت هنوز تو اتاقمن." تهیونگ آروم و خجالتی گفت ولی آلفا همه‌ش رو شنید.

"خیلی هم خوب میشه." جونگکوک لبخند زد، خوشحال از اینکه می‌تونه وقت بیشتری با امگاش بگذرونه.

تهیونگم لبخند زد و دوباره دستشو گرفت و هردوشون رو کشید داخل خونه.

"هیونگ من اومدم خونه! کوکی هم باهامه!" تهیونگ بعد ورود به خونه داد زد.

"خوش اومدی جونگکوکا." جین سرشو از آشپزخونه بیرون آورد. "میمونی امشب؟"

"ممنون هیونگ." جونگکوک دست تکون داد. "آره، میمونم اگه براتون اوکیه."

"خواهش می‌کنم، تو که عملاً اینجا زندگی می‌کنی!" جین اغراق کرد. "برین اول دوش بگیرین، شام تا یه کم دیگه حاضره."

تهیونگ و جونگکوک سر تکون دادن و رفتن بالا سمت اتاق تهیونگ، چون جونگکوک وسایلش رو گذاشته بود اونجا.

"تو می‌خوای اول بری؟" تهیونگ پرسید.

"نه انجل، اشکالی نداره. اول باید به پدر و مادرم زنگ بزنم، تو برو." جونگکوک جواب داد.

تهیونگم سر تکون داد، یه باکسر تمیز و یه هودی (که صد درصد مال جونگکوک بود) برداشت و دوید سمت حموم.

جونگکوکم گوشیشو برداشت و مثل چیزی که گفته بود، به پدر و مادرش زنگ زد... چون دروغگو نبود.

ده دقیقه بعد، تهیونگ برگشت. پاهای برنزه و نرمش کاملاً معلوم بود چون شلوار نپوشیده بود و موهای قهوه‌ای پفیش زیر اون هودی سفید گنده قایم شده بودن.

"کوکی، نوبت توئه." تهیونگ خودش رو انداخت روی تخت و به شکم دراز کشید.

جونگکوک هیچی نگفت و فقط زل زد به ران‌ها و باسن تهیونگ که با کوچیک‌ترین حرکت‌ها تکون می‌خوردن.

گاهی دلم می‌خواد یه سیلی محکم بزنم به اون باسن قشنگش و ببینم چطوری زیر دستم تکون می‌خوره.

Good For You |Kookv|Where stories live. Discover now