Confession pt.2

2.2K 270 101
                                        

35 Confession pt. 2

Third person POV

خیلی زود، جیمین و جونگکوک به پارک رسیدن و جیمین کم‌کم داشت جفت هاش و تهیونگ رو فراموش می‌کرد و بیشتر از هر چیز بابت کاری که می‌خواست انجام بده، مضطرب شده بود.

"خب، پرنسس، چی می‌خواستی بهم بگی؟" جونگکوک پرسید و روی یکی از نیمکت‌ها نشست. جیمین هم کنارش نشست، جوری که رو‌به‌روی هم بودن.

باید انجامش بدم...

جیمین نفسش رو بیرون داد.

"من ازت خوشم میاد، جونگکوک." جیمین با لحنی جدی گفت و مستقیم توی چشمای جونگکوک نگاه کرد.

جونگکوک جا خورد. نمی‌دونست چی باید بگه، با اینکه همیشه فکر می‌کرد جیمین جفت حقیقیشه. اما یه چیزی توی دلش نمی‌ذاشت که اونم بگه "منم ازت خوشم میاد". شاید چون واقعاً حقیقت نداشت.

"کوکی؟" جیمین با شنیدن سکوتش، بیشتر ترسید. نمی‌خواست عشقش طردش کنه... حتی اگه اون جفت نبودن.

چند دقیقه‌ای سکوت بینشون حاکم شد تا اینکه بالاخره جونگکوک اون رو شکست.

"ما جفتیم؟" جونگکوک پرسید.

جیمین حس کرد نفسش بند اومد. نمی‌دونست چی باید جواب بده.

باید حقیقت رو بگم یا دروغ بگم؟

توی ذهنش گیر کرده بود.

"آره، ما جفتیم." جیمین دروغ گفت.

جونگکوک نمی‌دونست چرا، ولی حس می‌کرد که جیمین داره دروغ میگه.

"خب، خوبه که فهمیدم." جونگکوک با لحنی معمولی جواب داد، اما هنوز هم حرف جیمین رو باور نکرده بود.

"ولی... حداقل دوست پسرم میشی؟" جیمین با التماس پرسید.

"راستش می‌خوام تا تولد ۱۸ سالگیم صبر کنم." جونگکوک گفت، خودش هم نمی‌دونست چرا این حرف رو زد.

"ا-اشکالی نداره! م-منتظر می‌مونم!" جیمین با خوشحالی گفت، چون جونگکوک داشت بهش یه فرصت می‌داد.

اونقدر خوشحال شد که کلاً فراموش کرد جونگکوک واقعاً جفتش نیست و بهش دروغ گفته.

"داره دیر می‌شه. میرسونمت خونه." جونگکوک گفت و از روی نیمکت بلند شد.

جیمین لبخند زد و سرش رو تکون داد. بعد بلند شد و به بازوی جونگکوک چسبید اما جونگکوک هیچ اهمیتی نداد.

با هم راه افتادن تا رسیدن به خونه‌ی جیمین که یه کم از پارک دور بود. ولی جیمین مشکلی نداشت، چون این یعنی زمان بیشتری می‌تونه کنار جونگکوک بمونه.

"فردا می‌بینمت، کوکی." جیمین با خجالت گفت، بدون اینکه به آلفا نگاه کنه.

"آره، فردا می‌بینمت. شب بخیر، پرنسس." جونگکوک با لحنی بی‌روح گفت و بعد رفت، در حالی که جیمین روی پله‌ها مات و مبهوت مونده بود.

Good For You |Kookv|Donde viven las historias. Descúbrelo ahora