23 just us pt. 3
Third person POV
"صبر کن، انجل. قبل از اینکه بریم یونتان رو ببینیم، باید کاپشنت رو عوض کنی. یکی برات میخرم." جونگکوک گفت، بعد از اینکه یه مدت با تهیونگ کنار هم راه رفتن.
داشت وارد یه مغازه میشد که یکی آستینش رو کشید.
"ولی نمیخوام بیشتر از این پولت رو برام خرج کنی." تهیونگ با لبهای آویزون گفت.
خیلی با جیمین فرق داره... اه، بس کن، دیگه بهش فکر نکن.
جونگکوک توی ذهنش گفت.
"پس این کارو کنیم. کاپشنت رو دربیار، انجل." جونگکوک گفت. تهیونگ به حرف آلفا گوش داد و کاپشنش رو درآورد، حالا فقط یه تیشرت آستینکوتاه تنش بود.
"کوکی، سرده." تهیونگ گفت، سعی کرد با دستاش بازوهاش رو بپوشونه.
جونگکوک هودیش رو بالا زد و درآورد. "دستات رو ببر بالا." به تهیونگ دستور داد. تهیونگ دستاش رو بالا برد و جونگکوک هودیش رو تنش کرد. "حله. حالا فرشته عزیزم سردش نمیشه." جونگکوک با لبخند گفت.
"م-مرسی کوکی." تهیونگ با لکنت گفت، بعد هم کمرش رو بغل کرد و سرش رو توی سینهش فرو برد، طوری که کلاه هودی سرش رو پوشوند.
"خیلی بامزه شدی. ولی با این وضع، همه هودیهام میرن توی کمدت. تا حالا چندتا ازم گرفتی؟" جونگکوک پرسید، انگشتاشون رو توی هم قفل کرد و همونطور که راه میرفتن، دستاشون رو تاب داد.
"شاید پنجتا. دیگه حسابش از دستم دررفته." تهیونگ گفت.
به فروشگاه حیوانات رسیدن و خوشبختانه، وونوو و مینگیو اون روز سر کار بودن.
"اوه، سلام بچهها. خوش اومدین." وونوو وقتی تهیونگ و جونگکوک رو دید که وارد مغازه شدن لبخندی زد اون داشت به سگها غذا میداد. مینگیو هم عقب، چندتا سگ رو تمیز میکرد.
"سلام وونوو. میتونم امروز تانی رو ببینم؟" تهیونگ با انگشتاش ور رفت و پرسید.
"البته هیونگ! کوک، مراقب سگها باش تا من با ته برم، باشه؟" وونوو گفت و به جونگکوک نگاه کرد.
"آره، آره، حله." جونگکوک با دست اشاره کرد و سراغ سگها رفت.
وونوو دست تهیونگ رو آروم گرفت، تهیونگ هم اجازه داد، و بردش سمت محل بازی.
"اینجا وایسا، هیونگ. میرم بیارمش." وونوو لبخند زد و رفت.
تهیونگ روی زمین نشست، پاهاش رو جمع کرد و صبورانه منتظر وونوو موند تا سگ موردعلاقهش رو بیاره.
"عووو!"
تهیونگ سرش رو بلند کرد و سگ کوچولو رو توی بغل وونوو دید که زبونش از دهنش آویزون بود.
ESTÁS LEYENDO
Good For You |Kookv|
Hombres Lobo[Completed] "الهه ی ماه... چرا اینکارو با من کردی؟ بهترین دوستم و جفتم عاشق هم شدن..." جونگکوک و تهیونگ جفته همن و جیمین بهترین دوست تهیونگه. اما یه مشکلی وجود داره! جونگکوک نمیدونه تهیونگ جفتشه و فکر میکنه جفتش جیمینه و جیمین که قبلا جفت هاش رو پید...
