46 alpha help me
Third person POV
یک هفته از تولد جونگکوک گذشته بود و این زوج هیچوقت انقدر خوشحال نبودن. با هم قرار میذاشتن، با هم میخوابیدن، همو بغل میکردن، خلاصه همه کاراشون رو با هم میکردن.
الان تهیونگ و جونگکوک داشتن به هم پیام میدادن با وجود این که یک ساعت پیش همدیگه رو دیده بودن.
ولی یهو تهیونگ دیگه جواب نداد، و جونگکوک گیج شد. ساعت رو نگاه کرد و فکر کرد شاید تهیونگ خوابش برده چون برای یه امگا اون موقع شب دیگه خیلی دیر بود.
فردا باهاش حرف میزنم. قراره برم پیشش.
با خودش گفت و گوشیش رو پرت کرد کنار تخت، دستهی بازیش رو برداشت و مشغول گیم شد.
اما جونگکوک اشتباه میکرد. تهیونگ نه خوابش برده بود، نه گوشیش خاموش شده بود. بلکه یهو هیتش شروع شده بود.
تهیونگ نالهای کرد و گوشیش از دستش افتاد زمین و شروع کرد ملافهی تخت رو چنگ زدن، سوزش وحشتناکی توی شکمش میپیچید، بدنش خیلی بدتر از دفعات قبل شده بود و خودش هم نمیدونست چرا.
برخلاف معمول، تهیونگ خیلی سخت تر خوابش میبرد. هم دردش زیاد بود، هم بدنش داغ شده بود. سریع هودیش رو درآورد، کاری که معمولا نمیکرد، و حتی باکسرش رو هم درآورد چون خیلی گرمش شده بود، عملاً لخت روی تخت افتاده بود.
در نهایت وقتی دیگه نتونست درد رو تحمل کنه، روی بالشش بیهوش شد.
فردا شد و جونگکوک هنوزم نفهمیده بود چرا تهیونگ جواب نداده.
الان رسیده بود خونهی تهیونگ و درست قبل از این که در بزنه، در یهو باز شد و جین اومد بیرون و سریع در رو بست.
"هیونگ؟ خوبی؟ چی شده؟" جونگکوک پرسید چون نمیدونست چرا جین خودش رو بیرون انداخته.
"ته—"
"جفتم خوبه؟ آسیب دیده؟ مریضه؟" همین که جین اسم تهیونگ رو آورد چشمای جونگکوک پر از نگرانی شد.
"مریض نیست، ولی هیتش شروع شده." جین گفت.
"آها..." جونگکوک یه نگاه به پنجرهی اتاق تهیونگ انداخت، و دید که مثل همیشه باز نیست، کاری که تهیونگ وقت هیتش همیشه میکرد.
"پس من برم دیگه." جونگکوک گفت چون نمیدونست اگه بمونه بتونه خودش رو کنترل کنه یا نه. مخصوصاً وقتی تهیونگ جفتش بود و بیشتر از همه روش اثر میذاشت.
"نه، بمون!" جین از این که بره کشیدش عقب.
جونگکوک گیج شد که چرا جین میخواد بمونه، چون حتی نزدیک خونه بودن تو همچین موقعیتی هم خطرناک بود.
YOU ARE READING
Good For You |Kookv|
Werewolf[Completed] "الهه ی ماه... چرا اینکارو با من کردی؟ بهترین دوستم و جفتم عاشق هم شدن..." جونگکوک و تهیونگ جفته همن و جیمین بهترین دوست تهیونگه. اما یه مشکلی وجود داره! جونگکوک نمیدونه تهیونگ جفتشه و فکر میکنه جفتش جیمینه و جیمین که قبلا جفت هاش رو پید...
