36 Found you
Third person POV
یه نکته کوچیک اضافه: وقتی یه آلفای خون خالص به سن ۱۸ نزدیک میشه، میتونه بوی جفتش رو حس کنه، ولی نه توی فرم انسانی، فقط وقتی توی فرم گرگشه. توی فرم انسانی هم وابستهتر میشن به جفتشون. فقط یه مدت اینو تو ذهنتون نگه دارید ;)
جونگکوک حوصلهش سر رفته بود و ولو شده بود روی تختش. شنبه بود و کلی ذوق داشت که با دوستاش بچرخه، ولی جیمین سرش توی مشقاش بود و تهیونگم فقط گفت "نه" و اصلاً نگفت چرا.
و خب، نمیخواست با هیچکس دیگهای وقت بگذرونه چون احتمالاً جفتشونو هم میآوردن و خیلی زود تبدیل میشد به چرخ سوم رابطه، که اصلاً دلش نمیخواست.
شاید امروز برم یکم بدوئم.
جونگکوک لبخند زد، از تخت بلند شد و لباساشو عوض کرد، بهجای شلوار جین تنگ، یه شلوار گرمکن گشاد و راحت پوشید، یه تیشرت مشکی از رو زمین برداشت و تنش کرد. بعدم گوشیش، کلیداش و کیف پولشو برداشت و همه رو چپوند تو جیباش و از خونه زد بیرون، ولی قبلش در رو قفل کرد، و بعد راه افتاد سمت جنگل؛ تنها جایی که آدما میتونستن تبدیل شن بدون اینکه براشون دردسر درست شه.
اولین بارش بود که اونجا میرفت، پس باید یکم محتاطتر میبود، ولی چون یه آلفای خون خالص بود، زیاد نگران نبود. بیشتر گرگا سرشون به کار خودشون بود و کاری به کارش نداشتن.
وقتی رسید به جنگل، پشت یه درخت قایم شد و لباساشو درآورد، اونا رو تا کرد و گذاشت زیر چندتا شاخه.
بعدم تبدیل شد به گرگش که به رنگی سیاه بود، درست مثل نیمهشب و چشم هایی قرمز داشت درست مثل خون.
بدنشو کشوقوس داد و بعد شروع کرد به دویدن و رفت توی دل جنگل، باد بین موهای نرم و پرپشتش میپیچید و زیر پنجههاش خاک و سنگو حس میکرد و بوی عطر درخت ها و گل ها توی بینیش میپیچید.
صبر کن... اینجا یجوری برام آشناست.
جونگکوک ایستاد و به درختا نگاه کرد. شروع کرد اینور و اونور رفتن، تا اینکه رسید به یه دریاچه و یه غار.
"هیونگ زود باش!" بچه کوچیکتر دوید جلو، بدون اینکه منتظر اون یکی بمونه.
"کوکی دارم میام، وایسا!" پسر بزرگتر دنبال اون دوید.
"هیونگ، نگاه کن!" بچه کوچیکتر ایستاد و غرق منظرهی
قشنگ روبهروش شد.
"وای... خیلی خوشگله." پسر بزرگتر شگفتزده گفت.
KAMU SEDANG MEMBACA
Good For You |Kookv|
Manusia Serigala[Completed] "الهه ی ماه... چرا اینکارو با من کردی؟ بهترین دوستم و جفتم عاشق هم شدن..." جونگکوک و تهیونگ جفته همن و جیمین بهترین دوست تهیونگه. اما یه مشکلی وجود داره! جونگکوک نمیدونه تهیونگ جفتشه و فکر میکنه جفتش جیمینه و جیمین که قبلا جفت هاش رو پید...
