19 not him
Third person POV
نزدیک نیمهشب بود و این یعنی جیمین بهزودی متوجه میشد جفتش کیه.
همه توی سالن نشسته بودن؛ برخی روی مبل، برخی روی زمین، و برخی روی پای جفتشون. تازه تماشای فیلم رو تموم کرده بودن و حالا منتظر بودن تا نیمهشب بشه.
"فکر میکنی کیه؟" جه مین از جیمین پرسید که صورتش بعد از نوشیدن کمی آبجو سرخ شده بود.
"مـن... نمیدونم." جیمین با لکنت جواب داد.
"اما میدونم که آرزو میکنی کی باشه!" دونگ هیوک به شوخی گفت و این باعث شد جیمین سرخ تر از قبل شه.
ناخودآگاه، جیمین به سمت کسی که آرزو داشت جفتش باشه نگاهی انداخت و البته که اون جونگکوک بود. اما چیزی که آزار دهنده بود این بود که بهترین دوستش، تهیونگ، روی سینه ی جونگکوک خوابیده بود و بدتر از اون، جونگکوک دستهاش رو دور کمر تهیونگ حلقه کرده بود.
این وضعیت عجیب نتیجه یک داستان عجیب و ناشی از حسادت بود.
فلشبک به چند ساعت قبل، درست بعد از باز کردن هدیه ها.
تهیونگ بین یوتا و جیسونگ نشسته بود و سرش رو به شانه جیسونگ تکیه داده بود و یوتا دست راستش رو گرفته بود. جونگکوک هم جلوی اون و کنار جیمین نشسته بود.
اون ها همه مشغول تماشای فیلم بودن، اما جونگکوک هیچ توجهی به فیلم نداشت و نگاهش فقط به تهیونگ و دو آلفای دیگه بود.
جونگکوک با دیدن دست در دست بودن یوتا و تهیونگ و تکیه دادن تهیونگ به جیسونگ، غرشی سرکوبشده کرد.
وقتی فیلم تموم شد، بقیه تصمیم گرفتن قبل از شروع فیلم بعدی کمی استراحت کنن. یوتا به دستشویی رفت و جیسونگ همراه بقیه برای آوردن پاپکورن رفت و تهیونگ تنها شد.
در اون حین جونگکوک سریع جاش رو عوض کرد و روی مبل کنار تهیونگ نشست. اون همچنان به تهیونگ خیره بود، تا اینکه تهیونگ بالاخره بعد از چند ثانیه متوجه نگاهش شد.
"انجل، بیا اینجا." جونگکوک با تلاش برای پنهان کردن حسادت و مالکیتش، گفت و به پاهاش اشاره کرد تا نشون بده که تهیونگ کجا باید بشینه.
صورت تهیونگ سرخ شد، اما اطاعت کرد و روی پاهای جونگکوک نشست. اما مشکل اینجا بود که تهیونگ فقط روی زانوهای جونگکوک نشست و کاملاً روی پاهاش قرار نگرفت، چیزی که جونگکوک رو راضی نمیکرد.
جونگکوک دستهاش رو دور پسر کوچیکتر حلقه کرد و اونو به عقب کشید تا کمر تهیونگ به سینهش چسبید.
"اشکالی نداره، انجل؟" جونگکوک بهآرومی در گوشش زمزمه کرد. تهیونگ در جواب سرش رو به نشانه "نه" تکون داد و در آغوش جونگکوک تکیه داد.
YOU ARE READING
Good For You |Kookv|
Werewolf[Completed] "الهه ی ماه... چرا اینکارو با من کردی؟ بهترین دوستم و جفتم عاشق هم شدن..." جونگکوک و تهیونگ جفته همن و جیمین بهترین دوست تهیونگه. اما یه مشکلی وجود داره! جونگکوک نمیدونه تهیونگ جفتشه و فکر میکنه جفتش جیمینه و جیمین که قبلا جفت هاش رو پید...
