همه چیز از اونجایی شروع شد که زین تصمیم به ازدواج با لیامو گرفت . هرچه قدر تا الان دوری و ناراحتی کشیده بود جبران شده بود .
بالاخره زین به ارزو و هدف زندگیش رسیده بود الان خانواده خودشو تشکیل داده بود.
زندگی ادامه داره . شاید داستان زندگیشون پر از اتفاقات و بالا پایینی بود ولی بالاخره بهم رسیده بودن.
لیام به زینش و پسرش و زین به خانواده اش حالا امروز روزی پر از استرس و هیجان برای هردو بود
مراسم ازدواج اونا به قدری سرو صدا پیدا کرده بود که زک مجبور بود چند وقتی از مدرسه اش فاصله بگیره
زین مالیک اولین تیتراخبار بود ، خیلیا خوشحال بودن و خیلیا ناراحت، خیلیا به عنوان یه مرد پر جرعت میشناختنش خیلیا یه خائن که وسط راه لوکاس و رها کرده بود
لوکاس چه خواسته چه ناخواسته از این اخبار به نفع خودش استفاده کرده بود و مظلوم نمایی میکرد تا کاراشو پیش ببره
حق با لوکاس بوده چون زین نه تنها زندگیه لوکاس و خراب کرد ضربه کاری هم بهش وارد کرده بود.
کنسرت لندشون بخاطر بی فکری زین تعویق افتاد و باعث ضرر و زیانشون شده بود و الان زین مالیک باید تقاص کارایی که کرده رو پس بده!
منیجر زین به هیچ عنوان موافق این ازدواج نبود چون از نظرش وجه کاریش در خطر بود از اونجایی که به مدت پنج سال قرارداد با زین داشت هیچ کدوم نمیتونستن این قرار دادو فسخ کنن چون باعث ضرر دو طرفه بود
منیجرش هرچه قدر سعی کرد تا جلوی زینو بگیره اون قبول نمیکرد حتی براش مهم نبود چه اتفاقی ممکنه براش بیفته فقط میخواست این قضیه تموم بشه.
به هرحال اون الان اینجاست در حالی که دکمه های پیرهنشو میبست تو اینه به خودش نگاه میکرد . چندتا تار موی سفید لا به لای موهاش بود که باعث شد لبخندی بزن .
لویی_اماده ای؟
زین از تو اینه به پسری که کت شلوار شیکی تنش کرده بود خیره شد لبخند پر از استرسی تحویلش داد
زین_فک کنم بعد از این همه وقت.. اره .. اماده ام
لویی سرشو تکون داد نزدیکش شد نگاه پر ازافتخار بهش انداخت_بالاخره ، بالاخره رسیدی به تمام چیزایی که حقت بوده
نایل وارد اتاق شد و با ذوق باتل ویسکیو تکون داد_بیاید بزنیم ، امشب میخوایم بترکونیم
مراسم کوچیکی که گرفته بودن به خوبی و خوشی رو به اتمام بود ، حالا اونا باهم ازدواج کرده بودن، مهمونای نه چندان کم و زیادی داشتن
KAMU SEDANG MEMBACA
little Devil
Fiksi Penggemarلیام پین دو سالی هست که متاهله اما متاسفانه قدرت باروری نداره راه حل چیه ؟ بانک اسپرم لیام و همسرش به توافق میرسن که ازبانک اسپرم کمک بگیرن و چه اتفاقی میفته که اهدا کننده اسپرم ، زین مالیک باشه ؟!
