40:Leaving the Cozy Nest

1.1K 81 146
                                        


سرش و کمی تکون داد و خیسی اطراف لبش رو روی نرمی سینه ددی پاک کرد ، بی حوصله دستش و دور گردن تهیونگ سفت تر کرد و خمیازه کشید .

صدای ملچ‌ و ملوچی که از بین لبهای نرمش بعد از خمیازه خارج شد ،تهیونگ و به خنده انداخت.

حرکت آروم تهیونگ هوشیارترش کرد در حالی که چشم هاش بسته بود نوازش نرم و لطیف انگشت های ددی رو روی پهلوهاش حس کرد ، پاهاش و با بدقلقی بیشتر میون پاهای تهیونگ قفل کرد و صورتش و مثل بچه گربه بیشتر به سینه لخت ددی کشید.

مغز خوابیده اش، تازه داشت لود میشد کمی باسنش رو روی تن ددی تکون داد تا عضو نیمه تحریک شده اش که اکثر روزها زودتر از خودش بیدار می‌شد و انگار به دنبال سلام دادن به خورشید قد علم میکرد ، رو با بی طاقتی تکون داد.

با چشم های بسته گرمای نور خورشید رو روی پوست برهنه کمرش حس کرد ، حالا که بیدار شده بود دمای بدنش با سرعت بالا می‌رفت.

بوسه نرم ددی رو روی تار موهاش حس کرد و قلقلکش آمد.
کمی پایین تر رفت و از دست ددی فاصله گرفت.

تهیونگ حرکت دستش و نرم تا پایین تنه اش ادامه داد و روی باسن برهنه اش که از روی جاک استرپ قابل لمس بود رو نوازش کرد.

حرکت نوازش وار انگشت های ددی روی باسنش و پهلو هاش هر لحظه‌ هوشیار ترش میکرد، برای لمس بیشتر کمی پای راستش و روی تن ددی بالاتر کشید و عضو داغ کرده اش رو بیشتر بهش فشار داد.

تهیونگ که فهمیده بود پسرک خواب‌آلودش خواهان لمس بیشتره ، با سر انگشت هاش نرم حفره چین خورده اش رو لمس کرد و با ریتم روی سوراخش ضرب گرفت

کوک که کامل هوشیار شده بود چشم هاش و به زور باز کرد با اینکه داشت از تک تک لمس های ددی لذت میبرد اما اخم کرد و با تخسی خودش رو عقب کشید و دم عمیقی گرفت و از جاش بلند شد و روی شکم تهیونگ نشست.

تهیونگ نگاهی به صورت اخم آلود تخسش انداخت ، صورت ورم کرده و لپ سرخش که رد چندین ساعت خواب روی سینه اش رو داشت و با مهربونی لمس کرد
دستش به موهای پریشون روی صورت کوک نمی‌رسید ، موهای سیاهی که مواج و به هم ریخته روی صورت و شونه برهنه اش ریخته بود و ریتم قلب تهیونگ رو کند میکرد.

تهیونگ چشم هاش و نازک کرد و با دقت به چین پیشونی پسرش نگاه کرد

کوک با صدای دورگه صبح گاهیش با اخم به تهیونگ نگاه کرد و گفت:

+ چرا تو بغلم نموندی ؟

ـ من تو بغلت نموندم؟

+ آره.. نموندی نگاه کن

بدون اینکه بدونه وزن سنگینش چه فشاری روی شکم ددی میاره روی شکمش بالا پایین شد

ـ خودت مثل کوالا آمدی روم ، من چیکار کنم

My housemate Stories to obsess over. Discover now