......

52 19 6
                                        

خوب ...
سلام
نمی‌دونم چی بگم عذر خواهی کنم یا بگم سعیم و کردم و نشد
روزهای بدی و گذروندم خیلی بد
خیلی خیلی خیلی بد
مثل خیلی از شما ها
با این تفاوت که من هنوز ضربان قلبی که زیر دستم ایستاد رو حس میکنم
من نگاه سرد و التماس چشم هایی که میخواستن زنده بمونن رو هر شب و هر روز زندگی میکنم

حالا آمدم ازتون عذر بخوام
بگم سعی میکنم بنویسم و داستان و تموم کنم
ممنونم ازتون

You've reached the end of published parts.

⏰ Last updated: 9 hours ago ⏰

Add this story to your Library to get notified about new parts!

My housemate Stories to obsess over. Discover now