ییبو، جوانی ورزشکار با رویای شکستن مرزهای سرعت مسابقات رالی و ثبت امتیازی جدید و جاودانه در سر
در کنار دوستانی بی نظیر
و جان، شاهزاده ای فراری از چهارچوب های کسل کننده ی زندگی اشرافی که با آنها آشنا می شود
یک شرط بندی و تغییر خط زندگی همه ی آنها
ای...
تعدادی از خواننده ها خواستن تا من عکس شخصیت ها رو بذارم. راستش سعی کردم بین هنرمندها و ورزشکارهای سرشناس بگردم و کسایی که تا حدودی به کاراکترهام نزدیکند رو پیدا کنم تا براتون بذارم، البته این افراد فقط 50% شباهت دارند اما باز هم بد نیست. مثلا هارو برای من فردی با موهای جو گندمی و چشمهای روشنه اما یکی که تیپا شبیهش بود رو پیدا کردم. دلیل دیر آپ شدن پارتمم همین وسواسم بود.
معرف حضور هست، حضرت ییبو، جوانی بیست و سه ساله، عاشق موتور سواری و مسابقات رالی اتومبیل رانی. دوست داره روزی رکورد رالی اسپانیا رو بزنه. پدرش وقتی هشت سالش بود فوت کرده، با مادرش در کنار همسایه هایی که براش بی شباهت به یک خانواده نیستن، بزرگ شده.
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
پرنس جان بیست و سه ساله و بادیگاردش مارتین بیست و پنج ساله.
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
از زمانی که جان کوچیک بود باهم آشنا شدند. پدر و مادر مارتین برای خانواده ی سلطنتی کار میکردند. وقتی بعد از فوت مادر جان، متوجه ی رابطه ی دوستانه ی جان با مارتین شدند از خانواده اش خواستند تا بذارند مارتین کنار جان بمونه. اینطوری تا به این سن باهم موندند. دوره ی تحصیلشون تو کالج سلطنتی باهم بود.
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.