date/Yoonmin

68 7 2
                                        

صدای برخورد قطرات بارون، بوی نم خاک تلفیق‌شده با سیگار و سرمای خفیف بهاری، همه و همه دست‌به‌دست هم داده بودن تا استرسِ ریشه‌بسته‌ی دور قلبش رو بیشتر کنن.
نگاهش رو به‌سختی از زیر بارون و تاریکی خیابون به تن مشکی‌پوش پسرک داد و بزاقش رو فرو برد.
_ مین یونگی!
پسر مومشکی بینیش رو بالا کشید و بی‌حال از سرماخوردگی ناگهانیش، تارهای خیس‌شده‌اش رو کنار زد. روی پاشنه‌ی پا چرخید و نگاهش رو به دوست جدیدش دوخت؛ پسر موآدامسی که همیشه‌ی درحال لاس‌زدن باهاش بود و لحظه‌ای دست از لمس‌کردنش نمی‌کشید!
_ چیزی شده؟
صدای گرفته‌اش رو کمی بلند کرد تا زیر بارون به گوش‌های جیمین برسه. پسر موصورتی با چند قدم نسبتاً بلند فاصله‌شون رو از بین برد و با دست‌های یخ‌زده‌اش، بازوهاش رو گرفت‌. نگاه گیج‌شده‌اش رو داخل چشم‌های سیاه‌رنگش چرخوند و خواست کمی فاصله بگیره، اما دست‌های پسر چنین اجازه‌ای بهش نداد.
_ با من قرار بذار.
ابروهاش رو با تعجب بالا فرستاد و قبل از اینکه بتونه اعتراض کنه، لب‌های پسر از روی ماسک لب‌هاش رو بوسید و قلبش رو به‌لرز انداخت.

~•
های آدیا صحبت می‌کنه ‌
عسلی‌ها نظر نمی‌دین؟):
اپ نکنم بقیه‌ی سناریوها رو؟

oneshot (BTS)Où les histoires vivent. Découvrez maintenant