40

24 3 0
                                        

امروز سر ظهر سیستم بهم یه پیام داد. مکالمه‌مون طولانی بود برای همین همه‌ش رو بدون حرف اضافه‌ای اینجا می‌زارم چون نمی‌خوام حوصله‌ت موقع دوباره خوندنش سر بره.

می‌خوای سرباز سیستم بشی؟

ولی من همین الان هم یه کار دارم که همه‌ی انرژیم صرفش می‌شه.

کارت ساده اس

پس چرا از کس دیگه‌ای نمی‌خوای انجامش بده؟

چون به بکهیون ربط داره.

به نظر میاد بکهیون برای سیستم مهمه. اون یکی از سربازهاست؟

اون یکی چانیول خیلی راحت قبول کرد که سرباز بشه. به نظر توی زندگیت چیزهای زیادی داری...

اون یکی چانیول؟ اسمش توی لیست قربانی‌های بیمارستان بود.

خوشبختانه هنوز زنده اس.

من اولین بار که راجع بهش شنیدم واقعا از شباهت چهره‌مون تعجب کردم.

از دیدن اون یکی بکهیون هم همون قدر تعجب کردی؟

نه. یکم بیشتر. وقتی دیدمشون به جز اختلاف کمی توی وزنشون هیچ فرق دیگه‌ای ندیدم.

سیستم می‌خواد یکی از اعضاش باشی تا بتونی شرایط بکهیون و خودت رو بهتر درک کنی.

بخاطر سیستمه که انگار دو تا از ما وجود داره؟

در اصل قرار بود بیشتر از دو تا باشه.

چی؟

فقط وجودتون رو مثل دوقلوهای همسان در نظر بگیر. بهترین توضیحه.

فکر کنم نمی‌خوای چیز بیشتری بهم بگی. گفتی کارم توی سیستم ساده اس. باید چه کاری انجام بدم؟

پس قبول می‌کنی که سرباز ما باشی؟

به شهروندها اطلاعاتی نمی‌دی درسته؟

آیا می‌خواهید عضو سربازهای پنتون شوید؟ بله خیر

بله

آیا مطمئنید که قصد دارید سرباز سیستم شوید؟ در صورت انتخاب راه برگشتی وجود ندارد. بله خیر

بله

قراره نوع چهارم از سربازها باشی. یه ایزل

خب حالا می‌تونی بهم بگی وظیفه‌ی ایزل‌ها چیه؟

نمی‌دونم.

گاهی اوقات آرزو می‌کنم می‌تونستی احساسات توی چهره‌م رو ببینی.

تو اولین و تنها ایزل توی سیستم هستی.

داری می‌گی فقط بخاطر من یه نوع جدید برای سربازهات ایجاد کردی؟

بله. چون کارخانه‌ی قهوه بهت نیاز داره. اسمت به عنوان سرباز قراره همون کافی باشه. راضی هستی؟

Not - [completed]Onde histórias criam vida. Descubra agora