71(Last Part)

521 78 128
                                        

****

سه سال بعد*

آلفا داخل دفترش بود. آخرین چیزی که دستیارش براش آورده بود، تعداد توله‌های جدید پک بود که باید سر فرصت اونها رو می‌پذیرفت.

خوشحال بود از اینکه رفاه و امنیت رو جوری برای مردمش فراهم کرده که اونها با خیالی راحت، بچه‌دار میشن.

دستی روی ریشش کشید و به ذهن سپرد تا کوتاهشون کنه. ناگهان اما در اتاقش به ضرب باز شد. چشم بسته میدونست کی قراره وارد بشه؛ لونای زیباش اونهم درحالی که کمی مضطربه!

+لو؟ لویی! خدای من لویی! هنری... هنری نیست!
ابروهای آلفا بالا پریدن. چشم‌هاش جفتش رو رصد کردن. موهای بلندش آزادانه روی شونه‌هاش رها بودن و پیرهن سفید ساده‌ای تنش بود.

_نفس بکش عزیزم، آروم باش و بهم بگو چیشده.
+آروم باشم؟ میگم هنری نیست! غیب شده! لویی! یکاری بکن!

دستی بین موهاش کشید و جلو رفت تا با بغل کردنش، کمی آرومش کنه.
_باشه بیبی، من الان پیداش میکنم. آخه کجا ممکنه رفته باشه!؟

چشم چرخوند و بعد از نشوندن بوسه‌ای روی گونه‌ی هری، ازش فاصله گرفت.
+من نمیدونم آلفا! اما دارم بهت میگم... بچه‌مو سالم تحویلم میدی!!

لویی خندید و از اتاق بیرون زد. هری جوری شلوغش میکرد انگار که اون چقدر میتونسته دور بشه! محض فاک، اون فقط یه توله‌ی یک ساله‌ بود!

آلفا با خودش زمزمه کرد: بیا پیدات کنیم لیتل شیت! تو حسابی پاپا رو نگران کردی!

****

+مارگارت! مارگارت تاملینسن، با توام! ندو! لیزا برو دنبالش، لطفا عزیزم!

هری با خستگی دستی روی پیشونیش کشید و نفسش رو کلافه بیرون داد. سرو کله زدن با سه تا بچه، اصلا و ابدا کار راحتی نبود!

لیزا حالا امگای نوجوانی بود که به توجهات خاصی احتیاج داشت و اون دوتا توله‌ی شیطون! اونا پوستِ هری رو کنده بودن!

لیز- پاپا مگی داره گریه میکنه!
هری چشم‌هاش رو پشت عینک آفتابیش چرخوند و دست‌هاش رو توی هوا تکون داد.
+دارم میشنوم عزیزم!

با قدم‌های بلندی خودش رو به دختراش رسوند و مگی رو از لیزا گرفت.
+قراره دختر بدی باشی مگ؟ آره؟ پاپا ازت خواست آروم بگیری تا ببینیم داداشِ... داداشت کجا رفته و تو مدام داری شیطنت میکنی! من الان نگران و عصبی‌ام پس لطفا آروم باش!

هری جوری با دختر یکساله‌ش حرف میزد که انگار اون میفهمه و الان قراره مثل یک خانم بالغ، آروم و متین رفتار کنه! مگی با چشم‌های درشتش به هری خیره بود و تند تند پلک میزد و مژه‌های بلندش رو به رخ میکشید.

A Whole New World(L.S/Z.M)Stories to obsess over. Discover now