New Year 💚🖤

167 28 25
                                        

خبر تنبیه شدن استاد اعظم مثل طوفان حتی از کوهستان مقدس گذشت و در تمامی شهرها پیچید همه منتظر بودند جی هوآن بزرگ را روی سکوی گناهکاری ببینید چنین اتفاقی در تاریخ ممکن بود فقط یک بار بیفتد که فردی در بالاترین مقام تهذیب گری تنبیه شود آن هم نه یک فرد عادی جانشین خاندان جی که در تمام سال های آموزش خود کوچکترین خطایی از او سر نزده بود و فقط بیست‌سال سن داشت که به این مقام رسید.

پس از چند روز انتظار ها به پایان رسید و جی هوان روی سکوی گناهکاری رو به روی جمعیت انبوهی که برای دیدن او آمده بودند ایستاد و اعلام کرد برای گذراندن دوران مجازاتش به جای شلاق از طلسم درد به مدت سه روز استفاده میکند مسلما شخصی مثل او حاضر نبود جلوی هیچکس زانو بزند و البته کسی‌هم پیدا نمیشد که جرات شلاق زدن او را داشت باشد.

در روزهای باقی‌مانده به جشن پایان سال، مردم از گوشه و کنار کشور به آغوش خانواده‌هایشان برمی‌گشتند شایعاتی درباره دیده شدن دوباره‌ی فنگ می، کشته شدن شاگردان رده‌بالا و حتی تنبیه جی هوان در دورافتاده‌ترین مناطق به سرعت در حال پخش بود، این شایعات آن‌قدر بزرگ شدند که درگاه بهشتی تصمیم گرفت برای جلوگیری از هرج‌ ومرج، افراد زیر نظر خود را به زمین بفرستد و جی هوآن را به بهشت احضار کردند تا پس از گذراندن دوران مجازاتش گزارش کامل این اتفاقات را بدهد.

با فرارسیدن شب تحویل سال، شفق‌های سبز و قرمز آسمان را در بر گرفت و نورهای رقصان انرژی چی درحال به جریان در آمدن در طبیعت بود. شیئو در کنار لیشا با دقت مشغول اماده کردن برنج برای درست کردن توپک‌های شیرینی تانگ یوان شد عطر دلپذیر برنج تازه فضای رستوران به مشام می‌رسید و صدای همهمه و زمزمه‌های مردم همراه با موسیقی شنیده میشد.

"شنیدین جی هوان امسال داخل مراسم شرکت نمیکنه"
"پس کی مراسم رو انجام میده ؟"
"حتما قراره استاد ون جای اونو پر‌کنه"
"ارباب جی نماینده‌ی خدایانه چه شکلی میخواد جاشو‌ پر‌کنه "
تای جیان با احتیاط خودش را به پشت سر لیشا رساند و تکه های از ماهی سفیدی که در روغن خوابیده شده بود برداشت.

لیشا با چاپستیک هایش‌ روی دست او زد.

< موقع شام بهت ماهی نمیدم>

"امروز عیده یکم باهام مهربون تر باش شیئو‌ واقعا اون هیولا امشب از کاخش خارج نمیشه مردم دارن بخاطرش خودشونو میکشن! "

لیشا خندید:

<چقدر عالی پس امشب قرار نیست مراسم کسل‌ کننده همیشگی رو ببینیم حتما خیلی توی ذوق اون احمقا خورده>

شیئو لیوان شرابش را پر کرد و روی صندلی چوبی بالکن نشست : نه مراسم رو بقیه استاد ها برای مردم انجام میدن.

𝑻𝒉𝒐𝒖𝒔𝒂𝒏𝒅 𝑳𝒊𝒆𝒔Tahanan ng mga kuwento. Tumuklas ngayon