Song:I know places
By:Taylor Swift
Baby, i know places we won't be found
And they'll be chasing their tails trying to track us down
Cause i, i know places we can hide
I know places, I know places...
پلک هاش از هم فاصله گرفتن و اولین چیزی که حس کرد، گرمای نفسای هری زیر گوشش بود.محکم کمر الیزا رو بغل کرده بود و موهاش اشفته روی صورتش ریخته بودن.
اون دختر لبخندی زد و موهاشو از صورتش کنار زد و پیشونیشو بوسید.گونشو نوازش کرد و چشماش هری رو دیدن که اخم کوچیکی روی صورتش شکل گرفت و هومی زیرلب گفت.
"هری..عشق بیدار شو"
الیزا با دیدن ساعت که هشت و نیم رو نشون میداد و صداهایی که از اشپزخونه میومد، تصمیم گرفت هری رو بیدار کنه اما اون کاپ کیک خیال نداشت از تخت و اغوش الیزا دل بکنه.
صدای نامفهومی از روی اعتراض دراورد و صورتشو تو گردن الیزا فرو برد و محکم تر بغلش کرد.
"لاو بیدار شو.جما داره صبحانه حاضر میکنه.خوب نیست انقدربخوابیم."
با لطافت به هری گفت وکمرشو نوازش کرد.لبشو به گوشش چسبوند و زمزمه وار گفت:
"خوب خوابیدی؟"
هری به ارومی سرشو تکون داد و پاهاشو بین پاهای الیزا قفل کرد.
"دیشبو دوست داشتی؟حس خوبی بود ها؟"
بایاداوری اتفاقات دیشب بلافاصله گونه های هری رنگ گرفتن و خواب کم کم داشت از سرش میپرید.برای دومین بار سرشو تکون داد و حرکت دستای الیزا روی کمرش حس خوبی بهش میداد.
اون دختر لبخندی زد و از بغل هری بیرون اومد و روی تخت نشست.گونه ی اون پسر رو بوسید و بلند شد
"زودتر بلند شو و برو دوش بگیر.من لباس و حولتو برات اماده میکنم."
به طرف دستشویی و حمام رفت و بعد از شستن دست و صورتش لباس هری رو اماده کرد و وقتی بیرون اومد هری همچنان روی تخت خوابیده بود و اینبار بالش رو به جای الیزا بغل کرده بود.اون دختر با صحنه ی فوق کیوت روبه روش لبخندی زد و بعد از اتاق خارج شد.
•••••••
"دیشب راحت خوابیدین؟"
جما پرسید و ظرف های پنکیک رو به الیزا داد تا روی میز بچینه.
"اره.خوب بود."
جما نیشخند کمرنگی زد و با ابروهاش اشاره ی کوچیکی به گردن الیزا کرد.
"اره خب.مشخصه"
الیزا اول با گیجی بهش نگاه کرد اما وقتی یادش اومد که هری دیشب لاوبایت کوچیکی روی گردنش گذاشت، کمی خجالت کشید و به هرجایی به جز چهره ی خندون جما نگاه میکرد.
KAMU SEDANG MEMBACA
Choose Love ||H.S||
Fiksi Penggemar"میدونی حداقل هفتاد هشتاد درصد زیبایی دنیا به خاطر توئه؟" هری خندید و چال های هلالی شکلشو نشون داد. "الان شد صددرصد" "تو دیوونه ای؟" "نه..من فقط عاشقتم" ............. تو این داستان هری دارک نیست، ددی نیست، قاتل نیست، معروف نیست... هری تو این داستان...
