Songs:
Rock star ~ Post Malone
Kiss you ~ Katy Perry
This is Halloween ~ Marilyn Manson
Thinking out load ~ Ed Sheeran
~~~~~
ما میتونیم عاشق های افسانه ای باشیم..میتونیم؟
~~~~~
با خیسی ای روی صورتش چشماشو باز کرد و اولین چیزی که دید هری بود که توسط لباش روی اینچ اینچ صورتش بوسه به جا میزاشت.
این حس فوق الاده بود که صبح به جای صدای رقت انگیز الارم گوشیش، بابوسه های پی در پی کاپ کیک فرفریش از خواب بیدار شه.
هری در اون لحظه متوجه نشد که الیزا بیداره و اینو وقتی فهمید که الیزا دستشو پشت گردنش گذاشت و لباشو بوسید.وقتی از هم جدا شدن هردو لبخند داشتن...
"صبح بخیر عشقم"
الیزا با مهربونی اینو گفت.
"صبح بخیر"
و هری هم با گونه های صورتی جوابشو داد.اون هنوز به این القاب و الفاظ عادت نداره.
"همیشه همینجوری بیدارم کن"
هری خندید و پرسید:
"چجوری؟"
"بااون لبای خوشگلت که روی صورتم بوسه می کارن."
"به شرطی که تو هم همینجوری بیدارم کنی"
هری با شیطنت و برق چشماش گفت که باعث شد الیزا بخنده و با انگشت اشارش ضربه ای به نوک بینی هری بزنه.
"شک نکن هری"
یاقوت های سبز به چشمای مشکی دختر چشم دوختن و صاحبشون با لبخند گفت:
"دوست دارم"
"من بیشتر دوست دارم عشق"
هری کمی مکث کرد و گفت:
"راستش...این دومین باریه که تو زندگیم احساس خوشبختی میکنم.تو باعث خوشحالی و ارامش من میشی و...من بابت داشتن تو از خدا ممنونم."
لحن کیوت هری باعث شد الیزا تو وجودش هزاربار براش بمیره و زنده بشه.
"منم بعد ازدست دادن خانوادم، این اولین باره که احساس خوشبختی میکنم.چون دلیل زنده بودنمو پیداکردم."
هری گونه ی الیزا رو بوسید و سرش رو تو گودی گردن اون برد و چشماشو بست و الیزا هم محکم اونو دراغوش گرفت.اما بعد چند دقیقه فریاد الیزا باعث شد هری یهو بپره و ازش فاصله بگیره.
"اوه گاااد"
"چیشده؟"
الیزا یهو بلند شد و روی تخت نشست و به ساعت روی دیوار نگاه کرد.
"یامسیح من امروز ساعت ده کلاس دارم و الان فقط یه ربع مونده به ده."
و یکم مکث کرد و بعد یهو چشماش گرد شدن و رو به هری باشوک داد زد:
YOU ARE READING
Choose Love ||H.S||
Fanfiction"میدونی حداقل هفتاد هشتاد درصد زیبایی دنیا به خاطر توئه؟" هری خندید و چال های هلالی شکلشو نشون داد. "الان شد صددرصد" "تو دیوونه ای؟" "نه..من فقط عاشقتم" ............. تو این داستان هری دارک نیست، ددی نیست، قاتل نیست، معروف نیست... هری تو این داستان...
