Chapter 41 ||Changes||

1K 138 170
                                        

Song: Changes
By: Xxxtentaction



"رومن کونتو تکون بده و شوت بزن."

جاش با حرص داد زد و به رومن که در اخر توپ رو به الکس که حریفشون بود لو داد چشم غره رفت..

رومن به پشت گردنش دستی کشید و باحالت شرمنده ای به جاش نگاه کرد اما لیسا برخلاف بقیه همسرش رو تشویق کرد:

"تو بهترینی رومن..بهترین"

جاش که انگار از سرش دود بلند میشد داد زد:

"تو به این چُلمنگ میگی بهترین؟خدایا اخه من چه گناهی کردم جز اینکه یه بار روی صورت دخترخالم که باردار بود سوسک زنده انداختم و ترمز دوچرخه ی پسر همسایمون رو برای خنده بریدم و راهی بیمارستانش کردم و...آهان...یه بارم خیلی دستشویی داشتم مجبور شدم توی استخر..."

"بدو هری بدو...آره خودشه...وای هرییی"

صدای جیغ الیزا جاش رو به خودش اورد که دست از چرت و پرت گفتن برداره و بیشتر از این خودش رو لو نده..

نگاه همه روی هری افتاد که روی زمین دراز کشیده بود و زانوی آسیب دیدشو تو بغلش گرفته بود..

"پنالتی"

صدای جیغ الیزا و دوست دخترای بقیه پسرای استخر که تو تیم هری بودن بلند شد و منتظر بودن که ضربه پنالتی زده بشه..

برخلاف لیسا و سوفی که از این اتفاق راضی نبودن چون ممکن بود شوهراشون گل بخورن.

"پنالتی چیه شما هم جوگیر شدین..مگه تیم ملیه؟چهارتا خل و چل جمع شدیم دور هم داریم عین اسکل ها با توپ ور میریم..شما هم جدی گرفتینا."

جاش اعتراض کرد و میخواست پنالتی رو نادیده بگیره اما وقتی با نگاه خشمگین آندرا که به اصطلاح داور بازی بود چشماشو چرخوند و گفت:

"باشه بابا..بریم ببینیم کاپ کیکمون چیکار میکنه."

آندرا توپ رو در فاصله ی معین با دروازه کاشت و به هری اشاره کرد که خودشو اماده کنه..اون پسر کمی استرس داشت و ترس از اینکه پنالتی رو خراب کنه باعث شده بود موذب بشه اما وقتی چهره ی امیدبخش الیزا رو که کنار زمین ایستاده بود دید، لبخندی زدو سعی کرد خودشو اروم کنه.

چند ثانیه صبر کرد و وقتی سوت داور رو شنید ضربه ی حساب شده ای به توپ زد و...حالا تیم هری یک صفر از تیم جاش جلو بود..

بقیه ی هم تیمی هاش سرش ریختن و ابراز خوشحالی کردن اما اون بدون اینکه توجهی بهشون داشته باشه به طرف الیزا که سمتش میدوید رفت و دراخر، الیزا توی اغوشش رفت و پاهاشو دور کمرش حلقه کرد.

این...اولین گل هری توی فوتبال، درتمام عمرش بود...

"توعالی بودی عزیزم."

Choose Love ||H.S||Historias para obsesionarse. Descúbrelo ahora