Song: Changes
By: Xxxtentaction
"رومن کونتو تکون بده و شوت بزن."
جاش با حرص داد زد و به رومن که در اخر توپ رو به الکس که حریفشون بود لو داد چشم غره رفت..
رومن به پشت گردنش دستی کشید و باحالت شرمنده ای به جاش نگاه کرد اما لیسا برخلاف بقیه همسرش رو تشویق کرد:
"تو بهترینی رومن..بهترین"
جاش که انگار از سرش دود بلند میشد داد زد:
"تو به این چُلمنگ میگی بهترین؟خدایا اخه من چه گناهی کردم جز اینکه یه بار روی صورت دخترخالم که باردار بود سوسک زنده انداختم و ترمز دوچرخه ی پسر همسایمون رو برای خنده بریدم و راهی بیمارستانش کردم و...آهان...یه بارم خیلی دستشویی داشتم مجبور شدم توی استخر..."
"بدو هری بدو...آره خودشه...وای هرییی"
صدای جیغ الیزا جاش رو به خودش اورد که دست از چرت و پرت گفتن برداره و بیشتر از این خودش رو لو نده..
نگاه همه روی هری افتاد که روی زمین دراز کشیده بود و زانوی آسیب دیدشو تو بغلش گرفته بود..
"پنالتی"
صدای جیغ الیزا و دوست دخترای بقیه پسرای استخر که تو تیم هری بودن بلند شد و منتظر بودن که ضربه پنالتی زده بشه..
برخلاف لیسا و سوفی که از این اتفاق راضی نبودن چون ممکن بود شوهراشون گل بخورن.
"پنالتی چیه شما هم جوگیر شدین..مگه تیم ملیه؟چهارتا خل و چل جمع شدیم دور هم داریم عین اسکل ها با توپ ور میریم..شما هم جدی گرفتینا."
جاش اعتراض کرد و میخواست پنالتی رو نادیده بگیره اما وقتی با نگاه خشمگین آندرا که به اصطلاح داور بازی بود چشماشو چرخوند و گفت:
"باشه بابا..بریم ببینیم کاپ کیکمون چیکار میکنه."
آندرا توپ رو در فاصله ی معین با دروازه کاشت و به هری اشاره کرد که خودشو اماده کنه..اون پسر کمی استرس داشت و ترس از اینکه پنالتی رو خراب کنه باعث شده بود موذب بشه اما وقتی چهره ی امیدبخش الیزا رو که کنار زمین ایستاده بود دید، لبخندی زدو سعی کرد خودشو اروم کنه.
چند ثانیه صبر کرد و وقتی سوت داور رو شنید ضربه ی حساب شده ای به توپ زد و...حالا تیم هری یک صفر از تیم جاش جلو بود..
بقیه ی هم تیمی هاش سرش ریختن و ابراز خوشحالی کردن اما اون بدون اینکه توجهی بهشون داشته باشه به طرف الیزا که سمتش میدوید رفت و دراخر، الیزا توی اغوشش رفت و پاهاشو دور کمرش حلقه کرد.
این...اولین گل هری توی فوتبال، درتمام عمرش بود...
"توعالی بودی عزیزم."
ESTÁS LEYENDO
Choose Love ||H.S||
Fanfiction"میدونی حداقل هفتاد هشتاد درصد زیبایی دنیا به خاطر توئه؟" هری خندید و چال های هلالی شکلشو نشون داد. "الان شد صددرصد" "تو دیوونه ای؟" "نه..من فقط عاشقتم" ............. تو این داستان هری دارک نیست، ددی نیست، قاتل نیست، معروف نیست... هری تو این داستان...
