Chapter 60 ||Walking in the wind<2>||

1.1K 161 152
                                        

Song: Walking in the wind
By: One Direction💕

~~~~~

اگه تنها راه با تو بودن فقط تو رویاهام باشه،
من تا ابد میخوابم...

~~~~~

"میدونی، وقتی تو رو توی اون وضعیت دیدم نتونستم برم خونه..تو هم که درو باز نمیکردی همه ی ما نگران بودیم.برای همین با رومن اومدیم خونه ی جاش."

پسر چشم سبز سرشو تکون داد و لبخند گرمی بهش زد.

"ازت ممنونم لیسا"

"پسرم خیلی خوشحالیم که حافظه ات برگشته.واقعا دلمون برات..."

هری با نگرانی از جاش بلند شد و کنار خانم کینگ که گریه اش گرفته بود نشست و بغلش کرد.

"خواهش میکنم سارا، گریه نکن."

اون زن لبخندی زد و سرشو تکون داد.

"اشک شوقه هری..من خوبم"

"واقعا متاسفم بابت اینکه ازتون پذیرایی نکردم.شما بعد از مدت ها به اینجا اومدین..فقط...نمیدونم چطور باید این خرابکاری هارو درست کنم."

"اشکالی نداره هری..ما کمکت میکنیم.جمع کردن این ریخت و پاش ها اخرین چیزیه که تو باید بهش فکر کنی...تو حافظت برگشته پسر.باید فکر خودت باشی..فکر آینده و زندگیت"

اقای کینگ با لبخند همیشگیش نصیحتش کرد و اون پسر سرشو تکون داد..

زندگی...چطور میتونه به زندگی بدون الیزا و ویولت فکر کنه؟بدتر از خونه اش، این ذهنشه که بهم ریخته اس.

صدای بوق ماشین باعث شد لیسا از جاش بلند شه و به طرف در بره..

"اونا برگشتن"

با تعجب به بقیه گفت و از خونه خارج شد تا به سوفی کمک کنه از پله ها بالا بیاد.

هری بلافاصله بلند شد و به طرفشون رفت و با نگرانی به جاش گفت:

"چیشده؟سوفی حالش خوبه؟"

"اون خوبه هری..نگران نباش..دکتر گفت هنوز برای زایمان زوده.اون درد فقط برای...شوک و فشاری که براش اتفاق افتاد، بود..فقط باید استراحت کنه."

اون پسر با شرمندگی نگاهش کرد و لب پایینشو گاز گرفت:

"من واقعا متاسفم جاش..همش تقصیر منه."

جاش لبخند خسته ای بهش زد و بازوشو فشار داد.

"هیچی تقصیر تو نیست پسر..مطمئن باش درد سوفی به خاطر خوشحالی دختر من بوده..اره اون خوشحاله که شوهرعمه ی کصکشش حافظه اش برگشته."

هری با بغض خندید و محکم بغلش کرد.

"دلم برات تنگ شده بود جاش."

اون پسر خندید و گفت:

"من همش از کونت آویزون بودم هری."

و دم گوشش جوری که بقیه نشنون گفت:

Choose Love ||H.S||Stories to obsess over. Discover now