Song: There you are
By: ZAYN
حتما حتما با آهنگ بخونین...
دست هری رو فشار دادم و لبخند عمیقی به سیاه چاله هاش زدم.
صدای تپش قلب بچمون زیباترین صدایی بود که میتونستیم بشنویم.
این بچه، انگار هدیه ای از طرف خدا بود برای رسیدن من و هری...برای همین حس و حال متفاوتی داشت.
با ذوق دست دیگمو روی دهنم گذاشتم و خندیدم.
"دکتر میشه صداشو بیشتر کنین؟خدای من هری میشنوی؟صدای قلب بچمونه"
خانم کلر خندید و گفت:
"فکر میکنم بهتره بگی بچه هامون"
ابروهامو بالا انداختم و با تعجب به هری که اونم دست کمی از من نداشت نگاه کردم.
"منظورتون چیه؟"
هری گفت و من نگاهم رو به دکتر کلر که عینکشو از چشماش برداشت و با لبخند بهمون زل زد برگردوندم.
"تبریک میگم...تو دو قلو بارداری الیزا"
هر دومون با شوک غیرقابل وصفی بهش خیره شدیم..طوری که لبخندشو خورد و با تعجب نگاهمون کرد.
"چــهه؟"
هردومون بعد از یه سکوت خفه کننده پرسیدیم و باعث شدیم اون زن کمی روی صندلیش بپره.
"گفتم بچتون دوقلوئه..جنین دوتاست الیزا..ناراحت شدین؟"
کمی من من کردم و زودتر از هری از شوک دراومدم.
با لبخند مضطربی گفتم:
"نــ...نه فقط...خب...یکم باورش برامون سخته..ما...خودمون دوتا دیگه خونه داریم....چــ...چهارتا هری؟"
یهو انگار کشف بزرگی کرده باشم رو به هری با صدای بلندی گفتم و اون بعد از کمی مکث خنده ی بلندی سر داد..
"اره لیزا...چهارتا...ما دوقلو داریم این عالیه."
از ذوق اون ناخوداگاه منم تک خنده ای کردم و بابت واکنش متفاوتمون خانم کلر خندید و سرشو تکون داد.
این دیگه غیرقابل پیش بینی بود.
با اینکه هنوز تو شوک بودم، اما از حس اینکه دو تا موجود دوست داشتنی و شیرین رو توی شکمم داشتم لبخند عمیقی زدم و بازم از خدا تشکر کردم.
چی از این بهتر که همراه هری، بچه های قد و نیم قدمونو بزرگ کنم و خوشبختیشونو ببینم..
من حاضرم صدتا بچه از این پسر فرفری چشم سبز داشته باشم.
"جاش منو از وسط نصف میکنه"
از پله های ساختمان پزشکان پایین اومدیم و وارد پیاده رو شدیم.
ŞİMDİ OKUDUĞUN
Choose Love ||H.S||
Hayran Kurgu"میدونی حداقل هفتاد هشتاد درصد زیبایی دنیا به خاطر توئه؟" هری خندید و چال های هلالی شکلشو نشون داد. "الان شد صددرصد" "تو دیوونه ای؟" "نه..من فقط عاشقتم" ............. تو این داستان هری دارک نیست، ددی نیست، قاتل نیست، معروف نیست... هری تو این داستان...
