Part 57

835 128 2
                                        

امروز با اون لبخند بزرگ و چشم های هلالیش من رو بخاطر جبران تمام روز های که خونه من پلاس بود، به صرف نهار دعوت کرد.
انقدر از دست‌پخت محشر مادرش تعریف کرد که احساس میکنم باید یه روز جز آب لب به هیچ غذایی نزنم و معده ام رو براشون خالی بزارم!

Carrot & MintWhere stories live. Discover now