Part 149

696 52 2
                                        

وقتی توی جشنی که به مناسبت فارغ‌التحصیلیش براش گرفته بودم، سند مالکیت آموزشگاهی که قراره توش تدریس کنه رو به دستش دادم، بلند گریه کرد.
به معنای واقعی کلمه کم مونده بود سکته کنم!
تا آخر مهمونی مثل یه کوالا همراهم بود و نزدیک سر جهیزیه اش نرفت!
اگه اینجوریه باید به فکر شعبه دوم آموزشگاهش باشم !!

Carrot & MintWhere stories live. Discover now