part 71

5.1K 312 121
                                        

ویو اعضا

وقتی نگاه سوزان پسرا روش بود از خجالت دامن کوتاهش رو با دستش گرفت و سعی کرد کمی پایین بکشتش تا حداقل قسمتی از رونش رو بپوشونه
ولی با کارش نگاه ها سمت رون های سفید و تپلش کشید شد
لب پایینش رو به دندون گرفت سرش رو پایین انداخت
اما حواسش برای لحظه‌ای با صدای زنگ گوشیش پرت شد
تا به خودش بیاد دیگه تو جایی که ایستاده بود نبود
فقط یک لحظه طول کشید تا بفهمه چی شده
نامجون اونو به دیوار کوبیدهُ وحشیانه داشت لبهای سرخ رنگش رو می‌خورد
رون های لختش به دیوار خورد و از سردیش لرزی کرد
ولی با جلو کشیده شدنش و گاز گرفته شدن گردنش متوجه یونگی که پشتش بود شد 
انگار که اون دوتا کم باشن
تهیونگ و جین هم کنارش قرار گرفتن و مشغول مکیدن و کبودی کردن گردنش شدن
از هر سمت دورش کرده بودن
با سوزش رونش چنگی به پیراهن نامجون زد
جیغ کوتاهی توی دهنش کشید که خفه شد
مثل تشنه هایی بودن که تازه به آب رسیده باشن
کوک و جین وقتی دیدن تنهاکسایی که موندن اونا هستن
زیر پاشون خزید و رون های تپل و سفیدش رو گرفتن و شروع کردن به مکیدن و بوسیدن
و اما این بین جیمینی مونده بود که نمیدوست بین اونا ناله کنه یا جیغ بکشه

جیهوپ همون طور که میبوسیدش روی تخت گذاشتُ روش خیمه زد با چنگ زدن به لپ باسنش سنگینی تنش روش انداخت و عمیق تر به بوسیدنش ادامه داد
آهی از گرمای وجود و سنگینی مردی که روش بود کشید و سعی کرد با تمام توان ، توی بوسیدنش همراهی کنه
با حل داده شدنش به کناری روی تخت دراز کشید و به هیونگش خیره شد
یونگی بی‌طاقت کراپی که تن جیمین بود رو تو یه حرکت پاره کرد و جایی نامعلوم انداخت
با بوسیدن گردنش دامنی که تنش بود رو هم پاره کرد ولی با دیدن لباس زیری که تن جیمین بود با بهت بهش خیر شد
و اونجا بود که جیمین خودش رو به خاطر پوشیدن لامبادا مورد فحش قرار داد
فقط کافی بود تا نیم نگاهی به بقیه بندازه تا گونه های سرخش سرخ تر بشه
زبونش روی خط ویلاین پسر کشید و با تحسینی که از چشماش می‌بارید لب زد
یونگی : بهت میاد فندوق کوچولو
سعی کرد پاهای پسر رو از هم باز کنه
ولی جیمین به خاطر اینکه چیزی بیشتری نبینه پاهاشو محکم نگه داشته بود ولی نتونست زیاد دربرابر یونگی مقاومت کنه
با باز کردن پاهاش و دیدن مروارید هایی که روی لباس زیرش و دقیقا روی سوراخ صورتیش ردیف شده بود لیسی به لب هاش زد
لپ های باسنش رو گرفت و از هم بازش کرد و از اینکه سوراخش داشت گوی های مروارید رو می‌بلعد نیشخندی زد و ولش کرد
بدون اینکه درش بیاره فقط کنارش زد و انگشت هایی که خیس شده بود رو به سوراخ نبض دار پسر زیرش رسوند و بدون هیچ ملایمتی واردش کرد که آهش بلند شد
یونگی : متاسفم بیبی ولی طاقت نداریم بیشتر منتظر بمونیم
با چند ضربه و مطمئن شدن از اینکه میتونه اون سوراخ گرم و خیس پذیرای دیک کینگ سایزش باشه انگشت‌ هاش رو بیرون کشید و عضو هارد شدشُ واردش کرد و شاهد جیغ پر از درد معشوقش شد
جیمین : آح درد ... داره ...آح
یونگی : شش آروم ... الان تموم میشه عزیزم فقط یکم تحمل کن
کشیده شدن دیواره های سوراخش به یک باره نفسش رو بریده بود
ولی با حرف های آروم و عاشقانه مردش آروم گرفت و با نفسی که به زور میکشید لب زد
جیمین : آح یون...یونگی ...هووم شروع کن
لامبادا رو با دستش نگه داشت تا مانعی برای حرکتش نباشه به هیچ عنوان دوست نداشت که با در آوردن اون چند تیکه پارچه منظره‌ی فوق سکسی که درست شده بود از بین بره و کم کم شروع کرد به ضربه زد
کوک سمتش حرکت کرد و شروع کرد به مارک کردن گردنش و جیهوپ هم به بوسیدنش
جین که تمام مدت چشمش به اون شکم سفید رنگ بود بالاخره قدمی به جلو گذاشت و با دست زدن به اون نرمی هومی کشید به بوسیدن و لیسیدن شکم بیبی بوییش شروع کرد
با ضربه‌های محکم و عمیق یونگی به جلو پرتاپ می‌شد و مدام جیغِ از روی لذتش کل اتاق رو میگرفت 
جیمین : آح من ...فاک ... من نزدیکم .... آاااح یونگیییییییییی
یونگی : برام بیا بیبی بهم‌ نشون بده چه قدر بهت لذت دادم
با آخرین ضربه و ارضا شدن هر دوشون ازش بیرون کشید که بلافاصله نامجون جاشو پر کرد
با در آوردن لامبادای تن پسرکش اون رو کناری پرت کرد و با بوسیدن رونش دیک چربش که قد علم کرده بود و خواهان آرامش بود رو آروم آروم واردش کرد
نامجون : آح  فاااااک
جیمین : آاااح ددی ...هوووم ددییی ... آااح
بدون اینکه منتظر بمونه شروع کرد به ضربه زدن و توی همون دقایق اول تونست پروستات پسرکش رو پیدا کنه و ناله های زیباش رو بشنوه
نامجون: برام ناله کن پسرکم ... آاااح بهم نشون بده که چه طور ... هووف ... از به فاک رفتنت و زیر من بودن لذت میبری
با جلو اومدن تهیونگ به زور چشم های اشکیش رو باز کرد با فهمیدن قصدش دهنش رو باز کرد و به زور کل عضو تهیونگ رو تو دهنش جا کرد
تهیونگ : آاااح جیمین فاک تو محشری
نامجون : زیادی محشره ...آااح
جیمین عقی زد و بیشتر دیک گنده داخل دهنش رو عقب و جلو داد  اما با ضربه های محکم نامجون دیک تهیونگ از دهنش خارج شد و جیغ بلندی کشید فقط چند ثانیه به ارضا شدنش مونده بود ولی نامجون این اجازه رو بهش نداد و قبل اینکه ارضا بشه خودش رو بیرون کشید و شروع کرد به هندجاب دادن به خودش که روی ملافه‌ها ارضا شد
تهیونگ وقتی دید جیهوپ داره به سمت جیمین میاد پیش دستی کرد خودش سریع بین پاهای پسر رفت و چشمکی به جیهوپ زد
اما با جلو اومدنش شونه‌ای بالا انداخت و نیشخندی زد
پاهای پسر توی شکمش جمع کرد و چند باری دیکش روی سوراخش کوبید که ناله بی جون و
اعتراض آمیز پسر به گوش رسید
جیمین : آح لعنت بهت تهیونگ ...آح ... زود باش اونو بکن تووووو
با خباثت خندید و یک ضرب دیکش رو
وارد سوراخ گرمش کرد که جیغش در اومد
تهیونگ : خوشت آح اومد بیبی
خودش رو دورانی داخل سوراخش حرکت داد تا کمی دیواره هاش کشیده بشن
جیهوپ انگشت هاش رو کنار عضو تهیونگ وارد پسر کرد و با ضربه‌هاش همانگ شد
تهیونگ خم شد و تتو های ماه پسر رو تک تک و آروم بوسید و از لرزیدن تن پسر زیرش لذت می‌برد
بعد چند ضربه به تهیونگ فهموند که بایسته
جیهوپ : بیبی میخوام دیکم واردت کنم پس آروم باش
جیمین : ب ... آح ... باشه
تهیونگ از جیمین بیرون کشید و به شکم روی تخت خوابوند و با گذاشتن دو تا بالشت باسن گرد و سفید که باعث می‌شد آب دهنش راه بیفته رو بالا داد
اول جیهوپ و بعد تهیونگ به نوبت عضو‌هاشون رو وارد سوراخش کرد
جیمین با گاز گرفتن و چنگ زدن به ملحفه‌ی زیرش سعی کرد دردی که تا مغز و استخونش رو سوزونده بود رو خالی کنه
بعد چند دیقه‌ی طولانی بالاخره تونست نفس هاش رو تنظیم کنه و اجازه حرکت به دو مردی که داخلش بودن و داشتن منفجر میشدن بده
ضربه های همانگ شدشون دقیقا پرستاتش رو هدف داشت و عقل از سرش رو برده بود
جیهوپ دستشو روی گودی کمر وسوسه انگیز جیمین گذاشت و بیشتر کمرش رو به تخت فشار داد که جیمین قوص زیبایی به کمرش داد و هوش از سر هر دو پسر برد
به خاطر ضربه های پرقدرت اون دو ، روی تخت بالا پایین می‌شد
کوک روی تخت رفت و سر جیمین رو کمی بالا آورد تا دیکش رو وارد دهنش کنه
به خاطر تلمبه هایی بهش میزدن حتی درست نمیتونست دیک کوک رو ببینه
با گرفتن چونه جیمین دیکش رو  وارد دهن پسر کرد
لزومی نداشت هیچ کدوم حرکتی کنن چون حرکات پر قدرت تهیونگ و جیهوپ باعث می‌شد جیمین حرکت کنه و بلوجاب عالی رو بهش بده
با چند ضربه‌ی دیگه همزمان داخل اون سوراخ گرم اضا شدن و تا آخرین قطره کامشون رو داخلش ریختن
با بی حرکت موندن جیمین کوک خودش شروع کرد به تکون دادن عضوش توی دهنش و در مدتی کوتاهی داخل دهنش ارضا شد
جیمین نگاه خیس براقش رو به چشم های خمار کوک داد و تمام کامش رو قورت داد
تنها همین حرکتش باعث دوباره تحریک شدنش شد
بلافاصله از کمرش گرفت به کمر روی تخت گذاشتش
انگشت هاشو داخل سوراخش کرد و کمی تکونش داد تا کام هایی که داخلش بود بیرون بریزه
بغلش کرد و این بار خودش دراز کشید و جیمین روی شکمش گذاشت
کوک : نظرت با یه سواری چه طوری بیبی
سرش رو تکون داد و باسنش رو بلند کرد و با به دست گرفتن عضو کینگ سایز کوک اونو روی سوراخش تنظیم کرد و به آرومی روش نشست
با پر شدن دوبارش سرش رو به عقب پرت کرد و ناله‌جیغ مانندی کشید
کوک : آح هیونگ کوچولوی من ... آح ... با این حالت زیادی خواستنی شدی
لبخند کوچیکی زد وقتی به خودش مثلت شد آروم آروم لگنش رو تکون داد و هر دوشون رو توی دنیای دیگه‌ای وارد کرد
وقتی روی دیک کوک بالا و پایین می‌پرید نگاه خمار و اشکیش رو به بقیه پسرا داد که چه طور با پاهای باز روی کاناپه نشستن و با دیدن حالش جق میزدن
از تاثیری که روشون میذاشت نهایت لذت رو می‌برد
لبش رو به دندون گرفت و با گاز زدن بهش این بار با قوص دادن به کمرش سرعتش رو بالا برد و به جین اشاره کرد که اونم بیاد
با اومدن جین کمرش رو به سینش چسبوند و پذیرای ضربه‌هایی که اینبار کوک می‌زد شد
دست از بوسیدن جین کشید و نالید
جیمین: آاااح ... اونو... آح فااااک بهم نمیدیش
نیشخندی زد و با گاز گرفتن گردنش لب زد
جین : فعلا از سواری لذت ببر بیبی بعدش نوبت منم میشه
وقتی سرعت ضربه های کوک بالا رفت متوجه نزدیکیش شد پس دستش رو سمت عضو جیمین برد و دستش روی سوراخ دیک پسر گذاشت تا مانع ارضا شدنش بشه که جیغش رو در آورد
جیمین : آح جیییین لطفااااا بزاز کام شم آاااح
آخرین ضربه رو هم زد و با ارضا شدنش از گردن جیمین گرفت و بوسه عمیقی روی لب هاش گذاشت که ناله‌ی کوچکی از دهنش خارج شد
کوک : جونم ...عمرم عالی بودی فدات شم
با اشاره کوک ، جیمین رو از پشت بغل کرد روی تخت به کمر خوابوند پاهاش روی شونه هاش گذاشت یک ضرب دیگش واردش کرد و با دیدن چشم‌های گرد پسر زیرش خنده بلندی کرد
با حس خارهایی که داخلش بود جیغ فرا بنفشی کشید که خنده های جین هم بیشتر شد
جیمین : لعنت بهت آااااااااح .... آاااای این چی ک....کوفیته آاااح گاااااد
جین : دقت کردم‌ آح متوجه شدم که ... آااح ... تا حالا خاردار به فاکت ندادیم ...هوف ... گفتم متفاوت باشه
فحشی زیر لب بهش داد ولی با ضربه‌ی محکمی که به پرستاتش خورد نالش در اومد
ضربه‌های عمیق و محکمی که بهش می‌خورد باعث می‌شد بلند تر از قبل ناله کنه و جیغ بکشه
درحالی که جونی توی تنش نمونده بود ولی باز هم خواستار محکم به فاک رفتنش بود
وقتی به اوجش نزدیک شد دیک جیمین رو به دست گرفت و براش هندجاب رفت
با ارضا شدن توی دست های جین ناخداگاه خودش رو منقبض کرد که به ارضا شدن جین سرعت بخشید
با خالی شدنش به آرومی دیکش رو از ورودیه پسر بیرون کشید و کاندم پاره شده رو هم از روی عضوش برداشت
جیهوپ که نتونسته بود با هندجاب دادن به خودش ارضا بشه دوباره به جیمین پناه برد
روی تخت خزید و با باز کردن پاهای پسر خودش رو بینشون جا داد
جیمین با چشم‌های خسته بهش خیره شد و با صدایی که از ناله کردن خش‌دار شده بود لب زد
جیمین : دی...گه نمیتونم لط...لطفا
جیهوپ : متاسفم ... این خودت بودی که مارو به این جنون کشوندی پس باید تاوانش رو هم بدی بیبی انجل
نفس عمیقی کشید و با وارد شدن عضو جیهوپ چنگی به کمر مرد زد
بی‌جون روی تخت بود جیهوپ بدون هیچ رحمی عمیقی و محکم داخلش ضربه میزد
خم شد و آب دهن پسر که روی چونش ریخته بود رو با زبونش لیس زد و با دست دهنش رو باز کرد و شروع کرد به ساک زدن زبون شیرین پسر زیرش
دستش توی موهای مرد کرد و با چنگ زدن به کمرش تمام هیجانش روش پیاده می‌کرد
بعد از مدتی کوتاه هر دو کام شدن نفس های بلندی زیر گوش هم می‌کشیدن
با شل شدن و افتادن دست های پسر از روی گردنش به آرومی خودش رو بیرون کشید و نگاهش رو به جیمینی که بیهوش روی تخت افتاده بود ، داد و با بوسیدن تاج لبش عقب کشید
کوک جلو اومد و براید بغلش کرد و با خودش به حموم برد
وارد وانی که از قبل آماده شده بود شدن
به آرمی و با حوصله مشغول ماساژ دادن کمر و شکمش شد
و هر از چند گاهی سعی می‌کرد با انگشتش سوراخش رو از کام های باقی مونده تمیز کنه
چند تا توپ حموم که مسکن و کاهش درد بود رو داخل آب انداخت تا دردش کمتر کنه
جیمین : کو...ک
کوک : جونم‌ بیدار شدی ؟ درد داری ؟
جیمین : زیر ...‌د...دلم
دستشو روی قسمتی که گفت گذاشت و به آرومی شروع به ماساژ دادنش شد
جیمین : کمتر انگشتم ... ک...کن ... میخوام بخوابم
کوک : باید تمیزنم کنم قشنگم ... تو بخواب خوشگلم
جیمین : هوم
لبخندی زد و با برداشتن مایع شست و شو توی وان ریخت و با همون آب سوراخ پسر رو تمیز کرد
درسته که در زمان های مشخص شده‌ای انواع آزمایش ها رو میدادن ولی باز هم بهتر بود پیش‌گیری کنن تا جیمین‌شون آسیب نبینه

با خشک کردن موهاش دوباره جسم خوابیده پسر رو بغل کرد و پیش پسرا رفت
پاش به در کوبید که سریع باز شد نگاهی به جای خوابی که روی زمین انداخته بودن کرد و لبخندی زد همیشه از اینکه بعد از سکسشون این جوری همگی کنار هم میخوابن رو دوست داشت
جیمین رو وسط گذاشت و جاش رو درست کرد
تهیونگ کیسه آب گرمی که قابلیت لرزش رو داشت رو کامل دور کمر باریک پسر بست و درجه‌اش رو تنظیم کرد که تا صبح کمر و شکمش در حال ماساژ باشن
و بالاخره با خاموش کردن چراغ همه کنار هم دراز کشیدن و خوابیدن
یک خواب آروم و پر از آرامش




________________________________________

سلام به روی ماه بارونک های من 😍
حال دلتون چه طوره خوبید ؟

اینم از یه فول اسمات کامل برای شما 🥵
این بار فقط از سوم شخص برای نوشتن استفاده کردم و واقعا نمیدونم چه طوری شده 😫
امیدوارم ازش خوشتون اومده باشه
تروخدا نظرتون رو دربارش بهم بگین برای آپ کردنش کلی تردید داشتم و کلی فک کردم تا در آخر آپ‌ کردم

ممنون که خوندین مرررسی 😁
فعلا تا پارت بعدی ❤🫂

ممنون که خوندین مرررسی 😁فعلا تا پارت بعدی ❤🫂

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

هدف از آپلود این عکس‌ها به هیچ عنوان توهینی به جیمین نیست لطفا اینو در نظر داشته باشین

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

هدف از آپلود این عکس‌ها به هیچ عنوان توهینی به جیمین نیست لطفا اینو در نظر داشته باشین

عشق پنهانWhere stories live. Discover now