part 75

3.3K 263 151
                                        

ویو جیمین


با درد تو جام تکون خوردم و کمی چشم هامو باز کردم 
میخواستم بچرخم ولی انگار یه چیزی محکم بهم چسبیده بود
کامل چشمامو باز کردم هنوز هوا روشن بود
فک میکردم قراره تو شب بخوابم
نگاهی به دست هایی که دورم بود کردم
جیمین : آح ... هوپ
تکونی خوردم ولی با حس چیزی داخلم با چشم های گرد شده از شونم به قیافه خوابیده یونگی نگاه کردم و جیغی زدم که مثل سکته زده ها بلند شد و بهم نگاه کرد
یونگی : چی شده ؟ خوبی ؟ درد داری ؟ کمرت دردت میکنه مینی
با ردیف کردن سوالاش دوباره با جیغ داد زدم
جیمین : توی لعنتیییی درش نیاوردی
نیشخندی زد و گازی از شونم گرفت که آخی از دهنم خارج شد و چشم غره‌ای بهش رفت
جیمین : درش بیار می‌خوام بلند شم
با تکون خوردنش و تلمبه‌ای که داخلم زد بی اراده ناله‌ی بلندی از دهنم خارج شد و به دستش چنگ زدم
یونگی : اگه نیارم چی ؟
با حرص بهش نگاه کردم به اندازه کافی به خاطر وحشی بازی هاشون ورودیم درد می‌کرد دیگه تحمل یه رابطه دیگه رو نداشتم
جیمین : یونگییییییییی
یونگی : اوکی اوکی تسلیم ، عصبی نشو گربه وحشی
به آروم ازم بیرون کشید که آهی از درد خفیفیش کشیدم
با اومدن نامجون بالا سرم با لب های آویزون بهش نگاه کردم که دستاشو باز کرد و براید بغلم کرد
خوب یکم ناز کردن که بد نیست
نامجون : هیونگ اذیتش نکن بیبی منو
بوسه‌ی محکمی به لب هام زد
نامجون : پسرکم رو ببرم حموم و تمیزش کنم
جیمین : ماساژمم بده
اسپنکی به باسنم زد و با نیش باز بهم زل زد که با دست آزادم تیشتر گشادی که تنم بود رو بیشتر پایین کشیدم
جیمین : نگاه منحرفت رو ازم بگیر بی ادب
نامجون : چشم هر چی شما بگی پرنس
جیمین : زودتر منو ببر حموم دیگه
نامجون : به روی چشم پرنس
جین : منم برای پرنس چیزای خوشمزه آماده میکنم
پاهامو تکون دادم و سرمُ روی سینه تخت و عضلانیش گذاشتم و بوسه‌‌ی پروازی واسه جین فرستادم

مثل بچه ها نشسته بودیم انیمه می‌دیدم و تو هر قسمتش کلی حرص میخوردیم
کوک : این دازای رو آخرش میگیرم خفه میکنم چرا همش همچین میکنه
تهیونگ : باشه حالا آمپر نچسبون پسر
یونگی با یه سینی پر از خوراکی های خوشمزه اومد و پشت سرش جین اومد و بشقابی رو تو بغلم گذاشت
جون : مخصوص پرنس حاظر کردم
لبخندی زدم و خودمو کمی بالا کشیدمُ بوسه روی گونش زدم و بعد واسه بقیه زبون در آوردم
همون طور که از شیرینی تو دهنم لذت می‌بردم به مکالمه بقیه گوش می دادم
نامجون :هیونگ آلبومت در چه حالیه آمادست ؟
جیهوپ :اوهوم آره دیگه آخراشه دارم تموم میکنم
نامجون : تموم کردی اول باید واسه ما پخشش کنی ها
جیهوپ : به روی چشم
تهیونگ : میگم توش که دختر مختر نیست
جیهوپ : نه چه طور ؟
تهیونگ : گفتم شاید مثل جیمین یه‌ دفعه دیدیم که موزیک ویدیوت پر شده از دختر
کوک : حتی باهاشون برقصی
یونگی : یا دست بزنی به شکم هاشون و لمسشون کنی مثلا
متعجب بهشون نگاه کردم
جیمین : موضوع چه طور از آلبوم هوپی به من بدبخت رسید
تهیونگ : مگه دروغه جناب پارک
لبخندی مسخره‌ای زدم
خوب ...
اوکی ...
در اصلا فک میکردم یادشون رفته و قرار نیست این موضوع اصلا مطرح شه
اما انگار اشتباه کردم
جیمین : بابا فقط یه موزیک ویدیو بود دیگه
جین : اوه واقعا
جیمین : آره خوب
جین : منم تو آهنگ با یکی از آیدل های دختر همکاری میکنم هوم ؟
نه باباااااااا دیگه چییییی
همینم کم مونده بود
داشتم از درون آتیش میگرفتم ولی واسه اینکه حرص خوردنم رو نبینه بیخیال شونه‌ای بالا انداختم
جیمین : مگه چیه خوب...  همکاری خوبه
جین : که این‌ طور ولی چرا گوشات سرخ شده
تک سرفه‌ای کردم
جیمین : ا... از اول این جوری بود 
جین : هوم باشه
تهیونگ : الان داره از زیرش در میره
با دیدن بارش برف فکری به سرم زد
خودمو به ذوق زدگی زدم و سمت پنجره پرواز کردم
جیمین : وااای داره برف میااااااد
نامجون : خیلی شیک حرف و عوض کرد
یونگی : دقیقا
جیمین : برررررریم برف باااااازی




عشق پنهانWhere stories live. Discover now