part six

2.1K 418 74
                                        

داستان همیشه زیبا هستند چون هر اتفاقی هم که رخ بده پایان همیشه زیباست .

___________________________________________________

نگاهم رو بین پوستر های چسبیده به شیشه های ایستگاه اتوبوس چرخوندم، تصویر آلبوم جدید خواننده ها ، فوتوشوت مدل ها ، پوستر فیلم های جدید ....

پس مردم عادی چی؟ چرا تمام تبلیغات و خبر مربوط به افراد مشهور بود! چرا هیچ پوستری راجب اوضاع مردم عادی وجود نداشت ؟

با شنیدن صدای اتوبوس نگاهمو از پوستر ها گرفتم و از روی صندلی یخ زده بلند شدم. چند قدم به جلو برداشتم تا به موقع به اتوبوس برسم ولی با برخوردم به فردی هر دو روی زمین یخ زده سر خوردیم و روی هم افتاد .
ناله ای از درد زانو و ران هام کردم و سعی کردم جسم سنگینی که روم افتاده بود رو کنار بزنم.

_هی !! نمی خوای از روم بلند بشی ؟

رو به پسر قد بلندی که روم افتاده بود گفتم . پسر که مثل یک فرد معروف صورتشو رو پوشونده بود با چشم های گرد و بزرگش نگاهی به صورت درهم من انداخت .
دست هاشو کنار صورتم روی زمین گذاشت و با فشار کوچیکی از روی زمین بلند شد .
بعد از تکون دادن لباس هاش نگاهی به من که هنوز روی زمین دراز کشیده بودم انداخت .

_اگه جلوتو نگاه میکردی نمیخوردی به من و  دست و پای من الان سالم بود . حالا نمیخوای کمکم کنی بلند شم؟
حق به جانب گفتم .
ابروهاشو بالا انداخت و دستشو به سمتم دراز کرد . بعد از گرفتن دستش از روی زمین بلند شدم و سنگ ریزه های کف دستم رو تکون دادم .
+الان حالت خوبه؟ پسر با یک صدای زیبا گفت .

_خوبم ، ولی لطف کن چشمای درشتت رو باز کن و راه برو اگه دختر بودم دستم می شکست خیلی سنگینی ....

با دیدن اتوبوس که داشت راه میفتاد حرفم رو قطع کردم وبه سمت  اتوبوس دویدم .

*****

دستت چی شده؟ جین با دیدن زخم سطحی کف دستم پرسید .

_امروز می خواستم سوار اتوبوس بشم که یه پسر گنده خورد بهم و افتادیم زمین لعنتی انقدر سنگین بود که نگو .

جین درحالی که از خنده ریسه میرفت روی پام کوبید .

_چیز خنده داری گفتم ؟ با تعجب پرسیدم.

+نه ولی فکر کنم طرف گنده نبود فقط تو خیلی کوچولویی . و دوباره زیر خنده زد .

_کیم سوکجین من کوچولو نیستم تو درازی ، در ضمن من هنوز جای رشد دارم.

+یونگی از شانزده سالگی داری همین رو میگی .

_با من حرف نزن .

+ببخشید (درحالی که هنوزم میخندید ) ببخشید فقط میخواستم باهات شوخی کنم .
و به طور ناگهانی خنده از روی صورتش ناپدید شد : امروز یکمی ناراحتم ببخشید که اذیتت کردم .

[look like a Rose]Where stories live. Discover now