هفدهم (پیشبینی ها و غرایز)
چرا؟!این تنها چیزیه که مینهی میتونه بگه و بهش فکر کنه.
چرا؟
چرا؟
چرا این تتو رو براش زدن؟
اگر اینقدر مهمه و اینجوری باید تا ابد بیخ ریششون بمونه و حتی اصلا نمیخوان که مینهی اونو داشته باشه....پس چرا داره؟
چرا؟
دستش رو درحالیکه هیچ کدوم اینها رو متوجه نمیشد به پیشونیش فشارمیده.
نکنه یه چیزی رو جا انداخته؟
یا فقط یه احمق بی خاصیته؟
بلاخره مینهی لب بازمیکنه و با حرف زدنش به نامجون نشون میده که هنوز گیجه.
+ من نمیفهمم....شما..نمیخواین که من این تتو رو داشته باشم؟
نامجون درحالیکه خیلی بیخیال داره با ناخن هاش بازی میکنه جواب میده.
% کاش نداشتی!
+ ولی هوسوک اصرار داشت که بزنمش!
% آره اصرار داشت.
مینهی با عصبانیت به پشتی صندلیش تکیه میده و به حالت قهر دست به سینه میشه.
اعصابش حسابی بهم ریخته و به نامجون میگه که حرفاش همش چرت و پرتن و اون ها یه مشت احمقن که گذاشتن که اون تتو رو بزنه.+ معلومه یه چیزی هست که من ازش خبر ندارم!
با لحن عصبانی میگه.
نامجون با لحن و صدایی که معلومه میخواد اذیتش کنه جواب میده.
% معلومه!
مینهی دستهاش رو جمع میکنه و منتظر میمونه تا اون توضیح بده.
صورتش اصلا نشون نمیده که میخواد این کار رو بکنه یا نه انگار که ماسک زده باشه.نامجون لبخند میزنه.
% هوسوک خیلی...خاصه یه جورایی...
+ منظورت یه چیزی غیر از شخصیت مشنگ و جیغ جیغ کردناشه دیگه؟
با لحن بیخیال مینهی گل از گل نامجون میشکفه و با هیجانی بچگانه میگه:
آره به غیر از اونها. هری پاتر رو میشناسی؟+ههه کی نمیشناسه آخه؟ یکی ازبهترین سری کتاب هاییه که نوشته شده.
اون یه لبخند خیلی بزرگ میزنه و یه چال روی گونهاش پیدا میشه.
اوه...
قلب مینهی یه ذره قیلی ویلی میره.
% اوکی. اون جا رو یادته که هری یه معجونی میخوره که براش شانس میاره و از اون به بعد همیشه جای درست و به موقع پیداش میشه؟ همیشه میدونه که باید کجا باشه؟

KAMU SEDANG MEMBACA
🩸Blood ink🩸جوهر خون
Fiksi Penggemar⭕blood ink⭕ 🚫جوهر خون🚫 شخصیت های اصلی: جونگکوک/ مینهی/ یونگی/ هوسوک/ جین/ نامجون/ تهیونگ/ جیمین/ .... محدودیت سنی: +۱۶ ژانر: عاشقانه/ مافیایی/ جنایی/ هیجان انگیز/ استریت خلاصه داستان: زندگی همیشه پیچیده و غیرقابل پیش بینیه! معلوم نیست هر لحظه ب...