P. 27 Blame سرزنش

108 14 36
                                    

پوستر چطوره؟!🥰🤭قشنگه؟! خودم درستش کردم هه هه😅

پارت : بیست و هفتم (سرزنش)


بعد از خوردن غذای ساده که شامل ساندویچ، سیب و کمی آبه که جین بهش داده ، چند دقیقه با هیونگ گروه میشینه و منتظر میمونه که کمی از انرژیش برگرده.

  + میدونی چه اتفاقی افتاد؟

به جینی که با ناراحتی یکی از گوشواره هاش رو لمس میکنه نگاه میکنه.

+ وقتی تنهاش گذاشتم بنظر نمیومد که جاییش شکسته باشه. فقط خونریزی زیادی داشت..

جین شونه های پهنش رو بالا میندازه و سرش رو تکون میده، طوری که موهای ابریشمیش عقب- جلو میرن.

$ مطمئن نیستیم. حدس میزنیم وقتی که داشته سقوط میکرده، سرش به جایی خورده. اینجا لوازم کافی برای اینکه بفهمم آسیب سرش تا چه حد شدیده رو ندارم ولی فکر نکنم که خونریزی داخلی ای تو مغزش داشته باشه.

مینهی پلک میزنه، صدای مقتدر جین شوکه اش کرده!
احتمالا تعلیمات پزشکی دیده که اینقدر مطمئن حرف میزنه.

در واقع یادش میاد که جین کسی بود که وقتی دزدیدنش، به زخم جونگکوک تو ون رسیدگی کرد. 
این مرد ها کلی استعداد پنهان دارن که مینهی هیچ وقت فکرش رو هم نمیکرد.

$ حالت چطوره؟

پشتش رو به میز کنار تخت مینهی تکیه میده.

+ بهترم!

راستشو گفت.

غذا خورده و کمی آب وارد بدنش کرده و همچنین استراحت کرده.

اونقدری بهتر شده که قابل توصیف نیست. 

صورت جین، برای دفعه اول از وقتی وارد اتاق شده، به لبخندی باز میشه؛ کنار چشمای خوشگلش چین میخوره و لب های پرش به خط های نازک و صافی کش میان.

$ خوبه. الان میخوای بری ببینیش؟

هم آره؛ هم نه!

اگه بخواد منطقی فکر کنه، شرایط جونگکوک تقصیر اون نبود، ولی بازم به خاطر مینهی بود که اون تا بالای درخت اومد.

انگار اون بخش احساسی وجودش داد میزنه که شاید تا حدودی مسئوله که بره اونو ببینه و وضعیتش رو چک کنه.  پس سرش رو به نشونه موافقت برای مرد جلوی روش تکون میده؛ جین کمکش میکنه بلند بشه و مطمئن میشه که قبل از رها کردنش، مینهی بتونه ثابت و محکم سرجاش وایسه.

جین به سمت راهروهای فرش شده هدایتش میکنه، از پله ها عبور میکنن و به سمت دیگه میرن. 

آخرین دری که بهش رسیدن، نیمه باز بود و تقریبا میشد از لای اون داخل رو دید.

از همونجا سعی کرد یه نگاهی به داخل بندازه تا متوجه وضعیت داخل اتاق بشه.

جین دستش رو روی در میذاره و هلش میده، با دیدن یونگی که روی صندلی کنار تخت نشسته، سری براش تکون میده.

🩸Blood ink🩸جوهر خونWhere stories live. Discover now