P. 22 If I fall اگر سقوط کنم

79 13 8
                                    

پارت : بیست و دوم (اگر سقوط کنم)

به شخصه مینهی همیشه طرفدار پر و پا قرص ترن هوایی بود.

حتی اون موقع هایی که تو اون عمارت زندگیش رو به تنهایی میگذروند، پدرش همیشه اجازه میداد که برای تولدش به همراه سه بادیگارد و جیسو به شهر بازی بره.

هر دوی اونها اینقدر جشن گرفتن و شادی رو دوست داشتن که حداقل دو بار سوار هر کدوم از ترن هوایی ها میشدن.

یه چیز خاصی راجع به اون چند ثانیه بی وزنی و زمانی که یهو ترن میاد پایین وجود داره که باعث میشه دلش بریزه و یه عالمه آدرنالین توی رگ هاش جریان پیداکنه.

انگار برای چند ثانیه توی هوا به پرواز در میای.

احساسی که آدم ها هیچ وقت نمیتونن در واقعیت تجربه کنن.

و با اینکه همه نسل ها دنبال اینن که یه جورایی به واقعیت تبدیلش کنن، فقط میشه با یه سری شبیه سازی انجامش داد ولی این هیچ شباهتی به پرواز نداشت!!!

این سقوط کردنه محضه، بدون هیچ میله ی محافظ و طنابی که قبل از برخورد به زمین نگهت داره.

این آدرنالین و خوش گذرونی و لذت از ته دل نیست.

این وحشت خالصه!

مینهی واقعا ترسیده!!

اولش فقط مثل همون بازی ها دلش هُری میریزه.
اون درحالی که جونگکوک دستهاش رو دورش حلقه کرده، تو بدن عضلانی و بزرگش حبس شده.

وقتی مینهی به اولین شاخه میخوره، اونه که ازش محافظت میکنه و دردش رو به جون میخره.
زمانی که شونه اش به تنه ی درخت برخورد میکنه نفسش از درد بند میاد.

اون ضربه باعث میشه بچرخن و جاشون عوض بشه و این دفعه نوبت مینهی باشه که کمرش داغون میشه.
برگ ها ، تنه و شاخه های بلند به سرعت از جلوی چشمش عبور میکنن و پهلوها و صورتش رو به شدت خراش میدن.

با شاخه ی بزرگ بعدی ای که برخورد میکنه، میتونه صدای رگ به رگ شدن کمرش رو بشنوه.

فکر میکنه که از شاخه دور شده ولی با ضربه ای که به پشت جونگکوک میخوره باعث میشه دوباره به همون جای قبلیش برگرده.

وقتی که پوست کمرش از شدت ضربه خراش داده میشه، درد تو تمام ستون فقراتش میپیچه.
ناخودآگاه لبش رو گاز میگیره. انگار که یه زخم تازه میتونه حواسش رو از پوست پاره شده ی کمرش پرت کنه.

خیلی درد میکنه!

میتونه حس کنه لباس های پاره شده اش روی پوست خونیش کشیده میشن.

یه چیز گرم و خیس از شونه جونگکوک تا دستی که به مینهی چنگ زده، سرازیر میشه ولی اونقدر مشغول به اینور و اونور خوردن هستن که اصلا نتونن بهش فکر کنن.

مینهی هم خون ریزی داره .

🩸Blood ink🩸جوهر خونWhere stories live. Discover now