نویسنده:ChokmeEXO
مترجم:Tania kh
وانشات کاپلی:چانهون(چان باتم)
ژانر:فلاف،کمدی،اسمات🔞
وانشات خیلی خیلی طولانی،درخواستی از کاپل مورد علاقه یکی از دوستهای گلم که تا چان بدبخت رو زیر بقیه نبره و گاهی کاپلهای عجیب درست نکنه آروم نمیگیگیره😁آره با خود بیحیا و شیطونتم مریم جون!
خُب امیدوارم شما هم مثل خواننده گلم بهش عشق بورزید😊
خوندن این وانشات به دوستانی که اسمات دوست ندارن یا چانیول باتم نمیپسندن،پیشنهاد نمیشه
..............
چانیول هرگز فکر نمیکرد یه همچین زندگی داشته باشه.اون هرگز به اینجور چیزها حتی فکر هم نکرده بود.
یعنی اون توی زندگیش پورن نمیدید،جق نمیزد،تا حالا با کسی سکس یا حتي عشق بازی نکرده بود.البته این چیزیه که جوانهای امروزی بهش میگن عشق بازی.سکس و عشق بازی خیلی باهم متفاوته.
اون هرگز به پوزیشن سکس توی تخت فکر نمیکرد.دیگران فکر میکردن اون یه پسر سرد و خشنه که همه رو توی تخت به فاک میده ولی در واقع او یه پسر شیرین و مهربون بود که آزارش به یه مورچه هم نمیرسید.اون آرزوی هر دختری بود و البته استریت.
حداقل خودش اینطوری فکر میکرد تا اینکه با ورود یه پسر به زندگیش،اون حس پرواز پروانه توی دلش رو تجربه کرد و هر زمان که پسر رو میدید قلبش از جا کنده میشد و ضربانش بالا میرفت.
همه چیز از دوستش بکهیون که مدام به کونش چسبیده بود و تموم تلاشش رو میکرد تا یه دیک خوشگل برای دوستش جور کنه شروع شد چون اون معتقد بود چانیول شبیه اونهایی نیست که استریت باشه.حالا هم بهترین گزینه همونی بود که بکهیون بهش پیشنهاد داد،رفتن به بار برای تور کردن بهترینها!
این اولین باری نبود که بکهیون بهش میگفت همراهش به بار بره و طبق معمول چانیول نمیپذیرفت.اون تقریباً نزدیک بود از این کارش پشیمون بشه.
خوشبختانه بکهیون این بار بیش از دفعات قبل سیریشبازی درآورد و به چانیول قول داد کاری کنه خوشتیپتر از دیگران بشه جوری که تموم آدمها بهش خیره بشن.چانیول اصلاً به اینجور مسائل اهمیت نمیداد.گرچه گاهی بدش نمیاومد نگاهها رو روی خودش داشته باشه.
"پارک فاکینگ چانیول!هشت سال لعنتیه که ما باهم دوستیم.فقط یه ذره بهم اعتماد کن.قول میدم همهاش به کون خوشگلت چسبیده باشم"
بکهیون با داد گفت ولی انگار اینطوری چانیول بیشتر لجبازی میکرد.
"بکهیون بخاطر خدا...چرا اینقدر تلاش میکنی؟و هردوتامون هم خوب میدونیم که تو زمانی که برسی اونجا تنهام میگذاری!اون بار زمان خرید رو یادته،وقتی با اون یارو هاته توی فروشگاه برخورد داشتی،اسمش چی بود؟کریس یا یه همچین چیزی...توی عوضی من رو تنها گذاشتی!
من بدبخت مجبور شدم تموم مسیر خونه رو با دوتا دست پر از کیسهء خرید طِی کنم در حالی که جنابعالی تموم بعد از ظهر رو روی دیک اون یارو بالا و پایین میپریدی!"
چانیول خیلی رُک غر زد.بکهیون موهاش رو با دست عقب داد.
"اون فقط یه بار اتفاق افتاد،احمق!دوباره قرار نیست یه همچین اتفاقی بیافته!اونجا که دختر و پسر هات هست.دیجی گفته امروز قراره کای روی صحنه برقصه...و من میدونم اون آیدل مورد علاقهاته.برای همین میخوام با خودم ببرمت!میخواستم سورپرایزت کنم ولی متأسفانه خودِ احمقت خرابش کردی،لعنتی!"
بکهیون هرکاری میکرد تا دوست صمیمیش رو راضی کنه تا باهاش بیآد پس دیگه حرفی نزد و سمت درِ خونه رفت.
ESTÁS LEYENDO
EXO's Oneshots
Ficción Generalیه Book پر از وانشاتهای اکسو از هر کاپلی و هر ژانری.البته دختر و پسری هم قرار میگیره برای پیدا کردن وانشات مورد نظرتون لیست اول Book رو نگاه کنید زمان مشخصی برای آپ ندارم،هر وقت وانشات پیدا کنم میگذارم
