Stick

62 4 8
                                        


*- رفتم سمت پارکینگ و اون خرس بیریخت رو گذاشتم توی صندق که چشمم بهش نیفته و برگشتم بالا.. رفتم توی همون فروشگاه و با دیدن کلاهش بین رگالا رفتم سمتش *

+ چرا انقدر لفتش داد؟..کجا رفت مگه..همم چرا نمیتونم لباس خونه هارو پیدا کنم؟؟..هووم..

*- از پشت بهش نزدیک شدم و دستمو زدم به اون گردالی پشمکی کلاهش *

*+ سریع برمیگردم *
+ چرا انقدر طول کشید..کجا رفتی خب..

*- لبخند کجی زدم *

- رفتم تا پارکینگ..اون بیریخت توی صندق جاش نمیشد تا کردنش طول کشید..

*+ دستشو میگیرم*
+ سه دور چرخیدما.. ولی نتونستم لباس توو خونه ای هارو پیدا کنم..

*- چند بار پلک زدم*
- عزیزم خنگی؟

*+ سرمو تکون میدم*
+ نه..

*- برگردوندمش و به اون رگال اشاره کردم *
- دقیقا پشت سرته.. خوبه خنگ نیستی..

*+ با تعجب به لباسا نگاه میکنم.. چرا ندیدمشون.. میرم جلو..دو تا ست تدی برمیدارم یکی سفید و یکی مشکی.. سه تا شورتک گشاد..
با دو تا سرهمی..*

*- از بین اون لباسا یه شورتک و دورس کوتاه براش برداشتم.. باحال بود.. چند تا شلوار کیوت و چند تا جوراب..
چندتا هودی کوتاه بود که کلاهش گوش داشته فقط دو سه تا ازش مونده بود اونارو هم براش برداشتم.. برای خودمم یه تیشرت برداشتم..*

- پیتر هرچی میخواستی برداشتی؟

*+ اون جورابای سفید که روش عکس اردک های کوچولوی زرد داشتو نشونش میدم.. بغلاش هم دوتا اردک کیوت برجسته بود..*

+ اینارو..اینارو..دوسش دارم

*- سری تکون دادم *
- خوبه..زود باش بریم..

*+ این جورابا با اون سرهمی زرد که شورتک داشت کیوت میشد.. میزارمشون روی میز و فروشنده همرو حساب میکنه.. و میریم بیرون *

+ دوست داری بریم پیتزا بخوریم؟؟ میدونم دوست داری..

*- نگاهش کردم *
- حالا نه که تو دوست نداری..

*+ میخندم و بغلش میکنم توو دستاش پر پاکت خرید بود و باعث شد تعادلشو از دست بده و دوتایی خوردیم زمین..بلند بلند میخندم *
+ اههه..

*- دندونامو روی هم فشار دادم.. همه ی لباسام کثیف شد.. هوووف.. نگاهش کردم که میخندید و داشت قهقهه میزد.. از خنده اش خندم گرفت..خندیدم و بلند شدم *

- انقدر خنده داره؟

*+ سرمو تکون میدم و اشکامو پاک میکنم *
+ اهه دلم درد گرفت..

*- خودمو تمیز کردم و کمکش کردم بلند بشه*

- هی.. اروم یکم.. مگه چیه..

White Roseحيث تعيش القصص. اكتشف الآن