*+ یکم که تاب بازی میکنم.. پاهامو میکشم روی زمین و میپرم پایین دستشو میکشم و میبرمش سمت اون چرخ و فلک.. میشینم داخلش و اون گردالی وسطشو میگیرم*
+ باید اینو بچرخونیم تا بچرخه
*- اون دسته رو گرفتم و یهویی چرخوندمش که نصف راهو رفت*
- اینطوری؟
+ اره اره.. تند تر..
*- با حرفش چند بار پلک زدم.. شایدم من خیلی منحرفم.. اون دسته رو تند تند چرخوندم که شروع کرد به چرخیدن*
*+ با چرخیدن از میله میگیرم تا پرت نشم بیرون و بلند بلند میخندم.. انقدر تند میچرخید که تصویرش کش میومد*
+اههههه.. تونیییی
*- انقدر تند میچرخید که چیزی نمی دیدم و برای اینکه سرم گیج نره هم فقط به دسته نگاه میکردم ولی خیلی باحال بود..
با صداش که بیشتر شبیه ناله بود خندم تبدیل به اخم شد*
- هیییی شروع نکننن
+ چیییی؟؟؟ وااای.. حالم بهم میخورهههههه
*- دیگه دسته رو نچرخوندم که سرعتش کم بشه.. بعد از چند ثانیه ثابت شد... برگشتم سمتش و نگران نگاهش کردم*
- چیشد.. خوبی؟ چرا حالت بهم میخوره
*+ سعی میکنم بلند شم سرم گیج میره دو قدم میرم و میفتم روو زمین.. همه چی میچرخید*
*- دستشو گرفتم و کشیدمش سمت خودم*
- بغلت کنم؟
*+ با حرفش میخندم و چشمامو باز میکنم و بی حال نگاهش میکنم*
+ خیلی خوب بودد.. مگه نه..
*- خندیدم و بردمش سمت نیمکت*
- اره... خوب بود..
+ میخوای بریم سرسره؟؟؟ بریممم؟؟
*- نگاهی به سرسره کردم.. بلند بود و فلزی ولی مطمئن نبودم جام بشه*
- سایز من هست یا نه؟
+میشهه.. بیا..
*+ دستشو میکشم*
+ بیا دوتایی سر بخوریم..
*+ سریع میرم بالا و میشینم تا بیاد.. یکم خودمو میکشم جلو*
*- نشستم پشتش و پاهامو گذاشتم دو طرفش.. ولی اینطوری نمیشه اگه گیر کنم چی؟ از زیر بغلش گرفتم و نشوندمش روی پام*
- پیتر اگه گیر کنم من میدونم و تو..
*+ میخندم و دستامو میزارم روو دستاش که روی شکمم بود*
+ وای خیلی خوبههه.. خودتو هل بدهه
*- محکم گرفتمش و خودمو یکم هل دادم که سر خوردیم پایین.. سرسره بلند بود و همون چند ثانیه واقعا باحال بود.. و انقدر برام تازه بود که ناخوداگاه بلند خندیدم *
*+ با افتادنمون روی زمین پا میشم و بالا پایین میپرم*
+بازممم.. بازمم
VOCÊ ESTÁ LENDO
White Rose
Fanficعمارت استارک فراموش نمیشه... ارباب فراموش نمیشه... تونی فراموش نمیشه... اون اسمونی که تیرگی شده طبیعتش فراموش نمیشه... اون اتاقا که هر کدوم یاداور یه خاطر بودن... یه درد... هر بار مرگ... فراموش نمیشه... هیچوقت... عمارت استارک کنج قلب و ذهن من جا خ...
