Regret

34 2 3
                                        

*- صاف نشستم که چشمم به میز پشت سرش افتاد.. یه دوربین فوجی دست اون گارسون بود و داشت از اون مادر و دختر عکس میگرفت.. و بعد از چند دقیقه اومد و عکس رو بهشون داد و یه اسکن از عکس رو به اون تابلو روی اون دیوار بزرگ زد.. باحال بود.. پیتر خوشش میومد..
یکم سمت پیتر خم شدم *

- عکس بگیریم؟

*+ نگاهش کردم *
+ عکس؟

*- به اون تابلو اشاره کردم *
- اونجا رو ببین..

*+ با دیدن اون تابلو که پر از عکس بود لبخندی میزنم و سرمو تکون میدم *
+ اره..

*- فنجونمو روی میز گذاشتم و به اون گارسون گفتم ما هم عکس میخوایم که با دوربین اومد بالا سرمون.. به پیتر اشاره کردم *

- بیا اینجا بشین..

*+ پا میشم و میرم کنارش دستمو میندازم دور گردنش و لبخندی میزنم*

*- دستمو گذاشتم دور کمرش و سرمو به سرش تکیه دادم و لبخندی زدم.. با گرفتن عکس بهمون نشونش داد.. خیلی بامزه شده بود.. حس متفاوتی داشت.. ازم اجازه گرفت و اسکنشو با پونز زد به اون تابلو و عکس اصلی رو داد بهم.. یکم نگاهش کردم.. اون لبخند شیرینش..
ناخوداگاه لبخندی روی لبم اومد.. اون عکس رو سمتش گرفتم *

- تو نگهش دار..

*+ عکسو ازش میگیرم و نگاهش میکنم.. قشنگ بود.. میگیرم سمتش*
+ بزار توو کیف پولت..

*- سرمو کج کردم *
- فکر کردم تو میخوای اولین عکس دو نفرمونو پیش خودت نگه داری..

+ میدمش به تو.. تا وقتی سرکاری نگاهش کنی..

*- اروم خندیدم.. اون عکسو ازش گرفتم و گذاشتمش توی کیف پولم.. بستنی و شیکشو کشیدم جلوش و نگاهش کردم..*

- بخور بخور.. چیز دیگه ای میخوای بگم بیارن؟

*+ سری تکون میدم و قاشقمو برمیدارم و از بستنیم میخورم و نگاهش میکنم.. بد یا خوب.. من عاشقش بودم *

*- دستی به موهاش کشیدم..
به اندازه بینهایت بودن ستاره ها عاشقش بودم..
ولی تو چی پیتر..*

***********

ج: پیتر یادت نره فردا بیای هااا ادرسو برای همه فرستادمممم..

*+ سری تکون دادم و نگاهی به سوبین انداختم*

+ من نمیدونم بتونم بیام یا نه.. ممکنه آقای استارک اجازه نده..

س: اخه چرا.. فقط یه تولده..

*+ شونه ای بالا میندازم..*
+ حالا بهش میگم.. نمیدونم..

س: هووف.. باشه بهم خبر بده.. شاید بتونیم یه راهی پیدا کنیم..

+ باشه فردا میبینمت..

س: میبینمت.. فعلا..

*+ میرم سمت ماشین و سوار میشم.. تا خونه اهنگ گوش میدم و بازی میکنم.. کم بود خوابم ببره که رسیدیم.. میپرم پایین و همونطور که بلند بلند اون اهنگو میخوندم میرم تو *

White RoseOù les histoires vivent. Découvrez maintenant