Sweet

56 5 2
                                        

(عسلیا این پارت اسمات داره..برای کسایی که شاید دوست نداشته باشن بخونن 🤍🫠)

*+ لبخندی میزنم و بقیشو میخورم.. یکم اب میخورم و نگاهش میکنم*

+ میتونم برای دسرم پنجتا شکلات بخورم؟

- پنج تاااا؟؟؟ زیاده.. دندونات چی..

+ تونیییییی

*-  اخمی کردم و دستمو گذاشتم روی دهنش*
- هی یواش..خیلی خب.. بخور

*+ از صندلی میرم پایین و میدوم میرم سمت کابینت و شکلات برمیدارم*

*- یکم اب خوردم و نگاهش کردم *

- پس توی اشپزخونه هم جاساز داری.. انگار انجی خیلی هواتو داره ها..

*+ سری تکون میدم*
+ اوهوم.. ظرفارو بشور ارباب..

*- دستمو سمتش گرفتم*
- یه شکلات بده ببینم چه طعمیه..

*+ یه شکلات از جیبم برمیدارم و تو یکی از دستام قایم میکنم و میگیرم جلو *
+ کدوم؟؟

*- نگاهی به دستاش کردم.. از بازی خوشش میاد انگار.. دستاشو گرفتم و کشیدمش جلو *

- اومم.. یعنی اگه ببازم بهم نمیدی؟

+ نه..

*- یکم نگاهش کردم.. و انگشتمو زدم روی دست راستش*

- این..

+اهه درست بود..

*- خندیدم و طلبکارانه دستمو سمتش گرفتم*
- خب بده بیاد..

*+ میدم بهش.. زبونمو درمیارم *
+ شکلاتمو دزدیدی..

*- اون شکلات و ازش گرفتم.. بازش کردم و خوردمش.. خیلیی شرین بود.. اخمی کردم و لیوان ابمو پر کردم و یه نفس خوردمش*

- اهه.. شرینیهه

*- یه لیوان اب دیگه هم خوردم و نفسمو فوت کردم..*

- چطوری اینو میخوری..

+ خیلیم خوشمزسسس..

- خیلی شیرینه.. اصلا نمیتونم تحمل کنم..

*+ شونه ای بالا میندازم و میرم بیرون *
+ خوشمزس..

*- بلند شدم و دنبالش رفتم *

- اصلا.. بیخیال.. بیا بریم یکم تمرین فیزیک حل کنیم که اماده باشی..

+ نههه.. نمیخوااامم..

-  نمیشه.. باید بدونم یاد گرفتی یا نه..

+ تونی.. بیخیال دیگه.. اه..

-  پیتر میدونی که نمره ات نباید کم بشه.. میدونی نه؟

+ می.. دو.. نم..

- پس حواستو جمع کن.. امشب میای پیشم یا نه؟

*+ اخمی میکنم*
+ نمیام اصلا..

White RoseTempat cerita menjadi hidup. Temukan sekarang