it was late

73 5 9
                                        


*+ لبامو اویزون میکنم و همونطور که خرسمو بغل کرده بودم نگاهش میکنم.. ساعت ۸ صبح منو بلند کرده میگه این همه درست بخون.. و خودشم میخواد بره کمپانی باز*

+ خب... چرا نمیتونی خودت بهم درس بدی..

*- کرواتم و مرتب کردم *

- یه جلسه ی فوری برام پیش اومده.. این یه هفته رو تحمل کن بعدش دیگه خونه میمونم..

*+ دست خرسمو میگیرم..*
+ میرم اتاقم..

*- نگاهش کردم *
- هیی قهر نکن مسخره..ظهر زود میام..

*+ دستمو میبرم زیر تیشرت گشادم *
+ همم..اره..بعدش میشه عصر..

*- یه قدم جلو رفتم.. پامو اوردم بالا و ضربه ی ارومی به باسنش زدم که چند قدم رفت جلو *

- گفتم ظهر زود میام.. ناهارتو میخوری و منتظر من نمیمونی.. امروز عصر ازت امتحان میگیرماا

*+ زبونمو بیرون میارم و خرسمو تاب میدم *
+ ارباب داری با دانش اموز برتر مدرسه صحبت میکنیا..

*- سمتش دوییدم که دویید و از اتاق رفت بیرون*
-تیکهه تیکهه اتت میکنممم بچههه..

*+ بلند میخندم*
+ دستت بهممم نمیرسههه اووم اووم..

*- دوییدم بیرون و از یقه ی تیشرتش گرفتم و کشیدمش عقب.. ابرویی بالا دادم*

- چی گفتی کیوتی؟

*+ خودمو مظلوم میکنم*
+ گفتم که.. ارباب چقدر جذابه..

*- پوکر نگاهش کردم و علش دادم سمت راهرو *

- درساتو میخونیا.. اگه نمره ی امتحان عصر خوب شد تا اخر شب باهات بازی میکنم..

+ هربازی که من بگم؟

*- سری تکون دادم *
- هر بازی که تو بگی..

*+ روو پنجه پام بلند میشم و لبامو غنچه میکنم *

*- اخم کوچیکی کردم *
- بوس میخوای الان؟

*+ سرمو تکون میدم *
+ اوهوم

*- انگشتمو به لباش زدم *

- و میگی که لباتو ببوسم؟؟؟ وااقعا؟

*+ با حرفش چشمامو باز میکنم و گونه هام قرمز میشه*

+ چی؟؟؟ هیی..نه..

*- شونه ای بالا انداختم*
- خب معمولا اونایی که بوس میخوان اینطوری میکنن.. تقصیر من نیست به هر حال..

*+ میرم جلو و میکشمش پایین و گونشو میبوسم*
+ منظورم این بووودد..

*- سری تکون دادم و خندیدم*
- عااا..این مدلی ندیده بودم خب..

*- نگاهش کردم و لبخندی زدم *
- برو دیگه..

*+ لبخندی میزنم.. خرسمو برمیدارم و باهاش بای بای میکنم *

White RoseHikayelerin yaşadığı yer. Şimdi keşfedin