S02-Pt_17=مبهم

122 10 55
                                        

جی بی روی شاخه ایی نشسته بود به دور دست ها نگاه میکرد تا اینکه کلاغی اومد روی شونه اش نشست و غار غار کرد
جی بی عرق سردی کرد
جی بی : گِرو جای ملکه رو پیدا کن و به تهیونگ گزارش بده
کلاغ تک غاری زد و پرواز کرد
همون موقع بود که صوت خوش صدایی تو جنگل تنین شد
جی بی با دلهره ایی که بهش دست داد از درخت پایین پرید
همین الانشم برای فرار دیر شده بود
سمت رین رفتو بغلش کرد و به سرعت میدوید به کجا فعلا نمیدونست ولی باید از اون فاصله میگرفت
جی بی از اون نترسیده بود از تهیونگی میترسید اگه رینو بهش نمیرسوند بالا پایینش یکی میکرد تازه معامله اشونم بود امکان نداشت از اون بگذره

×:Dance
Back door , cracked we don't need a key
(رقص
درِ پشتی شکسته و ما احتياجی به کلید نداریم)

جی بی با فکری که به سرش زد ایستاد و به گربه لرزون تو بغلش نگاه کرد این ریسک بود ولی اینجوری هم هدر رفتن انرژیش بود
جی بی :یورا
بعد چند ثانیه کلاغی با چشمانی قرمز رو شاخه درخت روبه رو نشست
جی بی به کلاغ زل زد : موقعش شد رین و بگیر ببر پیش مادام و مواظبش باش تا صدات کنم
رین و زمین گذاشت صورتشو تو دستشاش گرفت
جی بی:هی بچه بببین منو خوب به حرفم دقت کن خوب ما نیاز به تله داریم وگرنه هر دو به فنا میریم
رین :نه نهه نههه
جی بی :هی هیششش تو قویی اوکی برای اینکه زودتر باباتو ببینی باید قوی باشی تو اینجا میمونی من اون پشتم وقتی نزدیکت شد من میگیرمش تو با یورا باید بری فهمیدی ؟

×:we get in for free
No vip sleaze
(آزادیم که داخل بریم
بدون هیچ مجوزی)

با نزدیک شدن اون ملودی جی بی به رین نگاه کرد
جی بی :من پیشتم باشه ؟؟
رین با اینکه نمیخواست و به شدت ترسیده بود سری تکون داد
جی بی پشت درختا رفت و کمین کرد کلاغ از شاخه بلند شد و در جای نامعلومی محو شد رین نشستو خودشو بغل کرد، سعی کرد قوی بمونه با دستای کوچیکش گوشاشو پوشند

×: Drink that kool aid follow my lead
Now you're one of us

(بنوشید و با خونسردی منو دنبال کنید
حالا توام یکی از ما میشی)

این تنش تا زمانی که ملودی قطع شد ادامه داشت ....سایه بلندی روی جسم کوچیکش افتاده بود
رین آروم آروم سرشو بالا آورد فرد سفید پوشی با نیشخند و....... چشمای بنفش دید
×:هلو بیبی (Hello baby/ سلام عزیزم )
ترسیده بدون اینکه بدونه اشکاش شروع به ریختن کرد و خودشو عقب کشید باور نمیکرد ....
×:اوپس ولت کرد ؟؟
نزدیک رین شد که یه چیزی با شتاب سمتش اومد از اونجایی که توقعشو داشت نفسشو آه مانند داد بیرون و ضربه رو دفع کرد
جی بی :یوراااا
مبارزه خشنی راه افتاده بود اون طرف تر رین خشکش زده بود .......نه امکان نداره .....به خاطر اون بود؟؟؟  ولی متوجه نشد ادامه اش چیشد چون کلاغی با جسه بزرگی اون رو با خودش داشت میبرد و اون تنها با چشمای بزرگ و پوشیده شده به اشک به اون دوتا نگاه میکرد
فرد سفید پوش با دیدن برده شدن رین عصبی ضربه محکمی به جی بی زد که جی بی تا جایی که تونست دفنش کرد همون موقع بود که دوتا دستای جی بی رو گرفت با نیشخند ترسناکی زمزمه کرد

𝑻𝒓𝒐𝒖𝒃𝒍𝒆 𝑴𝒂𝒌𝒆𝒓 𝑬𝒍𝒆𝒎𝒆𝒏𝒕Where stories live. Discover now