PT_6

1.1K 180 47
                                        

جین که تازه حضور ته رو فهمید بعد از چند دقیقه با دیدن گریه تهیونگ یادش میاد و دوباره شروع به گریه وکردن میکنه و به طرف اتاق خواب می ره و هوسوک هم پشت سرش میره و خطاب به اون دونفر میگه

هوسوک:بچه ها اتاق مهمان برای شما امادست می تونین برین اونجا فعلا.....مینی مطمئنی دوست پسر داری و بچه داری نمیکنی ؟؟؟

جیمین حرف هوسوک و به قسمت خصوصیش دایورت کرد و دست تهیونگ گرفت و کشون کشون به طرف اتاق برد و درو محکم کبوند

جیمین در قفل کرد

و شونه های تهیونگ و گرفت و محکم هولش داد روی تخت و روش خیمه زد

دستشو روی عضو تهیونگ گذاشت و یکم فشار وارد کرد که صدای ناله تهیونگ در امد

جیمین صورتشو نزدیک صورت تهیونگ بود و کنار گوشش لب زد

+:چه حسی نسبت به این حرکت داری وروجک ؟؟

_:نم..یدونم...ِولی احساس دلپیچه دارم.....

+:این حس و دوست داری؟؟؟

_:ا...رههه

جیمین یه نیشخند زد و گوش تهیونگ و بین دندوناش گرفت و مکید که دوباره صدای ناله تهیونگ در امد  دستش رو برد داخل شلوارتهیونگ برد و عضوشو بین دستاش گرفت که باعث شعله ور شدن تهیونگ شد

جیمین نیشخند زنان بوسه سبکی روی لب تهیونگ گذاشت یکم صورتشو عقب برد و به قیافه تهیونگ نگاه کرد احساس دلپیچه  لذت بخشی. بهش دست داد  وقتی چشمای ابی اشکیش و صورت سرخ و لبایی که بین دندوناشه داره به هرجا نگاه میکنه غیر از اون باعث میشه که کنترلشو از دست بده (و مثله قطعی زده ها به لبای بدبخت حمله کنه😊)شروع به بوسیدن اروم کنه همزان با بوسه های شلخته که روی لبای تهیونگ میزاشت به دستشو حرکت میداد

تهیونگ به پهلو های جیمین چنگ میزنه و شروع به بوسیدنش میکنه جیمین دیگه کنترلشو از دست میده و همزمان شلوارو باکسر تهیونگ و یه جا پایین اورد

و بوسه رو قطع میکنه و به تهیونگی که به شدت نفس نفس میزد نگاه کرد  اروم خودشو پایین کشید و سرشو به عضو سیخ شده تهیونگ نزدیک کرد قبل از اینکه کارشو شروع کنه اروم زمزمه کرد :صدات درنیاد

تهیونگ یه نگاه مخلوطی از گیجی مظلومی تحویلش داد

جیمین که دیگه تحمل خودش به صفر رسیده بود عضو تهیونگو تو دهنش میکنه

تهیونگ که می خواست جیغ بزنه سریع دستشو روی دهنش میزاره و سرشو بیشتر به بالش فشرد  و با اون یکی دستش تا زور داشت ملافه رو چنگ زد 

𝑻𝒓𝒐𝒖𝒃𝒍𝒆 𝑴𝒂𝒌𝒆𝒓 𝑬𝒍𝒆𝒎𝒆𝒏𝒕Tempat cerita menjadi hidup. Temukan sekarang