اخطار:
Bullying(قلدري كردن)
از اين به بعد هر چپتر كه شامل اين مورد باشه بالاش اون كلمه رو ميزارم.
در چپترهاي قبلي نشون دادم كه جين در مدرسه بولي ميشه، مخصوصا بصورت رواني.
خب اين چپتر شدتش بيشتر ميشه، و فكر ميكنم در كل داستان يكي از بدترين موردها باشه.
نگران نباشين قرار نيس بصورت فيزيكي باشه، اما بازهم همونقدر بد.
يك سري چيزهارم همينجا روشن ميكنم:
تجاوز قرار نيست در اين داستان وجود داشته باشه، مخصوصا بين دو شخصيت اصلي.
كل اخطارهايي رو كه در طول داستان لازم ميشه رو اينجا ميزارم:
Attempted rape(قصد به تجاوز)
Attempted sexual assault( قصد به آزار جنسي)
Verbal abuse( آزار رواني يا زباني)
Domestic abuse( آزار خانوادگي)
Feminization( در چپتر هاي كه قراره اشاره بشه جين لباس دخترونه پوشيده ميزارم)
هر وقت هركدوم از اينها در بعضي چپترها بودند اولش قرار ميدم.
اما اگر فكر ميكنين براتون مثلا اسپويل ميشه، ميتونم نزارم، انتخاب خودتونه لطفا بگين💜
خب ديگه برين حالشو ببرين😅
+++++++++
به خودش در آيينه خيره بود.
نميدونست چندبار در روز اين كارو ميكنه.
نميدونست تا چند وقت بايد اين نااميدي در چشم هاشو تحمل كنه.
نميدونست تا كي بايد بازيچه ي دست بقيه بودنو تحمل كنه.
نگاهشو از آيينه گرفت و سرگرم شانه كردن موهاي بهم ريخته اش شد.
ساعت روي ديوار، پنج و نيم رو نشون ميداد.
سوكجين ميدونست كه مسابقه ساعت چهار وربع به اتمام رسيده.
و از همين الان بدون هيچ خبري ميدونست برنده كيه.
اي كاش اشتباه ميكرد.
مهموني فردا يادت نره كيم.
دلش به كف پاش سقوط ميكرد هردفعه كه ملاقاتشون رو توي دستشويي بخاطر مي آورد.
ترس از اتفاقي كه ممكن بود بيفته، ترس از عكسي كه اون آلفا در دستش داشت.
ترس از اينكه باهاش ميتونه چيكار كنه.
محكم شانه رو جلوي انداخت. از روي صندلي با زانوهايي لرزان بلند و به سمت اتاقكي كه درش لباس هاش قرار داشتند رفت.
يه چيز خوشگل بپوش!
سوكجين با حرص يك هودي آبي آسماني از چوب لباسي بيرون كشيد.
آلفاي پررو! همين الانشم كه قبول كرده بود به اون مهموني مزخرف بره زيادي بود، بعد اون حروم زاده ازش توقع داشت كه خودشو خوشگل كنه؟!!
شلوار جين روشن رو محكم تا بالاي شكمش كشيد و زيپش رو بالا كشيد.
اون هيچ وقت اينكارو نميكرد، براش مهم نبود كه اون آلفا قراره چه بلايي سرش بياره ولي سوكجين هيچ وقت تسليم دستورات اون احمق نميشد.
YOU ARE READING
Unwanted Husband/kookjin
Fanfictionسوكجين، يك امگاي شانزده ساله كه محكوم به يك زندگي شده كه براش مثل يك كابوسه. جونگ كوك، يك الفاي هجده ساله كه وارث يكي از بزرگترين كمپاني هاي تجارتي كشوره و همه چيز در زندگيش هميشه طبق ميلش بوده. چه سرنوشتي براي اين دو كه چيزي جز تنفر براي همديگه ندا...
