The Deal

1K 262 70
                                        

آقا جیمی👆

++++++++++

- تو کسی هستی که داره شوهر منو تهدید میکنه؟!

سوکجین نمیدونست صداش میتونه انقدر کلفت و خشن باشه.

مرد- یا در واقع کلینت- با ابرویی بالا انداخته بهش خیره شد.
سوکجین سعی کرد به بینیش چینی نده از رایحه ی دارچینی تند آلفا که در فضای پخش بود.

+ شوهرت؟ تو دقیقا کی هستی؟-

÷ سوکجین! آه فاک- کی انقدر سریع شدی؟!-

صدای تهیونگ بود که از پشت سرش اومد، و بنظر داشت نفس نفس میزد، اما سوکجین بهش نگاه نکرد.

+ وی؟! خودتی پسر؟ چرا نگفتی داری میای؟! برای مبارزه اومدی نه؟ میتونم همین الان- هی اون چش شده؟!

لباشو بهم فشار داد وقتی متوجه شد منظورش از 'اون'، جونگکوکه که روی شونه ی تهیونگ آویزون بود.

- اون برای مبارزه نیومده. و جوابمو سوالمو بده.

نگاه کلینت دوباره روی اون نشست.
اینبار سرگرم و ریلکس در حالی که از سرتاپاش رو برانداز کرد.

+ پس تو..کیم سوکجینی. همسر جئون جونگکوک. گفتم آشنا میزنی اما با عکسات فرق داری؛ از نزدیک بیشتر...

پوزخندی روی لبای پهنش نشست.

+ بالغ بنظر میای امگا کوچولو.

÷ حرف دهنتو بفهم کلینت.

مرد بدون که تحت تاثیر قرار گرفته باشه خنده ی بلندی کرد.

+ خیلی شجاعی امگا. تا اینجا اومدی دنبال آلفات. نمیتونستی بدون اون بخوابی؟! حتما خیلی خوب میکنتت-

÷ خفه شو مرتیکه!-

- تهیونگ.

سوکجین آروم گفت و سرشو به سمتش چرخوند.
آلفای مو قهوه ای بنظر میومد میتونست همین الان تن بیهوش جونگکوک رو رها کنه و دست مشت کردش رو بکوبه به صورت مرد پشت میز.

اما سوکجین سرشو به نشونه ی منفی تکون داد.
لبای تهیونگ خط صافی شدن و فورمون هاش سنگین و تند فضا رو پر کرده بودن، اما حرکتی نکرد.

سوکجین دوباره روشو به سمت کلینت گرفت و گفت:

- دست از سر جونگکوک بردار.

مرد برگشت به مرتب کردن دسته های اسکناس.

+ چرا باید اینکارو بکنم؟! جی کی بهترین مبارز منه و طوری نیست که خودشم لذت نمیبره از اینکار، من دارم بهش لطف میکنم.

سوکجین به تمام جواب هایی فکر کرد که میتونست بهش بده، اما دهانش رو بسته نگه داشت.

بجاش به پول های روی میز نگاه کرد و طوری که کلینت با وسواسی تمام اونارو مرتب میکرد، برق طمع در چشماش.
مرد بدون هیچ انکار و خجالتی اعتراف کرده بود به کاری که داره با آلفاش میکنه.

Unwanted Husband/kookjinStories to obsess over. Discover now