Birthday Disaster (P2)

1.1K 224 35
                                        

- جیمی! تو اومدی!

آلفای موخرمایی دستاشو طوری در هوا گرفت انگار که نمیدونست الان باید امگای کوچیکتر رو بغل کنه یا نه.

+ آمم- آره..تولدت مبارک جینی..

جیمز به جونگکوک با اخمی نگاه کرد و آلفای مو مشکی در جواب فقط جلو اومد، سپس سوکجینو ازش جدا کرد.

امگا که بنظر هیچ تعادلی روی خودش نداشت به بدن سفت پشتش لم داد.

+ اون-

- مسته؟ آره و نه تقصیر من نیست.

تهیونگ از اون طرف با گونه های سرخ شده و چشمای خمارش جواب داد.

÷ تو حرف نزن.

- حتی تو شب تولد همسرتم هاری!

× کوکی~ من گش-گشنمه.

جونگکوک با لبخندی به پسری که بازوش رو بغل کرده بود نگاه کرد.

÷ الان میریم بیبی-

× بعدشم برقصیم.

÷ بعدشم میرقصیم.

امگا انگار که الان از همه چی راضی بود صورتشو در عمل بنظر محبت آمیز و مطیعانه ای به بازوش مالید. گرگ درونش غرشی راضی کرد و جونگکوک رو تحریک میکرد که همونجا بینیشو در گردنش فرو کنه تا جلوی همه سنت مارکش کنه.

آلفا سرشو تکون داد و نفسی کشید.

|| الان جاش نیست

شاید گرگش به شدت مالکیت طلب بود که میخواست به همه نشون بده این امگا مال کیه؛ اما جونگکوک حاضر نبود هیچکس جز خودش صداهای ناله های ریز رو بشنوه یا ببینه که چطور اون پلکای لرزون روی هم میفتن و لبای گوشتیشو گاز میگیره.

نه. هیچ وقت.

**

جیمز تماشا کرد که جونگکوک دوست مستش رو از اونجا برد، در حالی که پسر کوچیکتر تقریبا از یک بازوش آویزون بود.

- آمم..اینو کجا بذارم؟!

پاکت کادوشو رو به تهیونگ بالا گرفت.

و فقط یک ثانیه بعد از اینکارش پشیمون شد. چون آلفای مو فرفری سریع هدیه رو از دستش چنگ زد.

+ اووو چی براش گرفتی؟-

- میشه پسش بدی؟!-

جیمز مطمئن بود قد ذره ای بلندترش باید در همچین شرایطی به کمکش بیاد؛ اما برخلاف تصوراتش تهیونگ به راحتی از دستش( که بازم مطمئن بود از یک دست معمولی درازتره) جاخالی میداد، در حالی که داشت محتویات داخل جعبه رو بررسی میکرد.

+ هممم یه ساعت و یه دستبند- باهم ستن!؟- آره ستن-

- تهیونگ لطفا میشه برشون گردونی توی جعبه؟! این کارت خوب نیست.

Unwanted Husband/kookjinStories to obsess over. Discover now