💎part 21💎

2.5K 525 32
                                        

با صدای باز شدن در حموم سرش رو بلند کرد و به قامت بلند سهون که توی حوله پیچیده شده بود نگاه کرد... با اون موهای خیسی که به پیشونیش چسبیده بودن بیشتر از همیشه شبیه سهونی شده بود که اون باهاش بزرگ شده بود... نه سهون خشک و سردی که بعد از مرگ کای ساخته شده بود

_بکهیون بود..

با حس نگاه خیره ی سهون حین بستن در حموم به گوشیه بین انگشتاش، گفت و ابروهای سهون بالا پرید

_خودش زنگ زد؟

_چی گفت؟!

با هیجان پرسید چون توقع داشت بکهیون از خودش و کارش خبرهای خوبی داده باشه ولی

_تقریبا هیچی..من بودم که همه ی حرفارو بهش زدم
زیر لب گفت و سهون به میزی که پر از کاغذای مربوط به کمپانی بود و رزا پشتش نشسته بود نزدیک شد...

_چی بهش گفتی؟!

_حرفای خوبی نزدم...

نفس سهون یک ضرب رها شد و چشمهاش رو چرخوند

_در مورد فردا گفتم و اینکه همه چیز رو ازش میگیرم

لحنش مغرور یا همچین چیزی نبود فقط خیلی خیلی سرد بود... دست خیس سهون گوشی رو از بین انگشتهاش بیرون کشید ولی قبل از اینکه کاری بکنه دوباره صدای رزا رو شنید

_با گوشی خودش زنگ نزد

پلکهای سهون با حرص بهم فشرده و دستهاش مشت شدن...حتی تصور اینکه بکهیون الان چه حسی داره باعث میشد دلش بخواد گلوی رزا رو بدره...
و صبرکن...از کی تا حالا اولویت هاش اینجوری برعکس شده بودن؟!
هوف کلافه ای کشید...میتونست حدس بزنه چه حرفایی زده و با چه لحنی به زبون آوردتشون تا بتونه بکهیون رو عصبانی کنه

_باید صدام میزدی!

_اونوقت نمیتونستم حرفام رو بهش بزنم

از روی صندلیش بلند شد و سهون همون طور که به پیشونیش دست میکشید با حرص نیشخندی زد

_خیلی لذت میبری از آزارش نه؟

_نه

صادقانه گفت و نگاهش رو توی اتاق سهون چرخوند.. بخاطر بی حوصلگی این روزای سهون و اصراری که برای راه ندادن خدمتکارا داشت از همیشه بهم ریخته تر بود..

_نه به اندازه ای که اون لذت میبره! در ضمن.. من فقط حقیقت رو بهش گفتم... نمیذارم چیزی از اموال تو به اون و خانوادش برسه

_فکرایی که توی سرته حتی من روهم میترسونه

_چیزی نیست که به ضرر تو باشه

به سمت در اتاق چرخید ولی توی چند قدمیش با صدای سهون متوقف شد

_رز...

وقتی دختر روبروش برگشت سوالی که تمام این سالها میخواست ازش بپرسه رو مزه مزه کرد...
جوابش رو میدونست ولی هنوزم ازش میترسید..اصلا چرا میخواست بپرسه؟!
چون فردا روز عروسیشون بود؟!

MAYANDes histoires addictives. Découvrez maintenant