_خوبه پس برو یه فکری برای ناهار بکن
بدون اینکه به چانیول نگاه کنه گفت و تا وقتی صدای دور شدن قدمهاش رو شنید نگاهش رو از تلفن جدا نکرد... از صدای کوبیده شدن پاهاش به زمین میشد حدس زد دوباره حرصیش کرده اما خب الان وقت نداشت به این چیزا فکر کنه
به محض دور شدن چان دوباره گوشی رو برداشت و شماره ای که میخواست رو گرفت
همونطور که منتظر شنیدن صدایی از پشت خط بود نگاهش رو به آشپزخونه و جایی که چانیول به نظر درحال شستن چیزی بود داد... جوری که اخم کرده بود و با حرص ظرفارو بهم میکوبید بامزه بود
همیشه وقتی از دست اون حرصی میشد همینقدر بامزه میشد و یکاری میکرد که بکهیون دلش بخواد بازم حرصش رو دربیاره...
_الو
با پیچیدن یه دفعه ای صدای سهون توی گوشش و پاره شدن رشته افکارش گوشی بین انگشتاش فشرده شد و نفساش ناخوداگاه تند تر شدن...
حدس میزد حالت خودشم شبیه مرد حرصی ای شده که روبروش میدید
میخواست حرف بزنه ولی میتونست اگه دهنش رو باز کنه و عصبانیتش رو سر اون خالی کنه به چیزی که میخواد نمیرسه
_خانم کیم؟
صدای هیجان زده ی سهون رو شنید و پوزخندی زد.... حتما جایی نزدیک پدرش بود که اینجوری خطابش میکرد
_بله خانم اوه
صدای یه نفس عمیق رو شنید و بعد از اون یه عذرخواهی کوتاه و بعد صدای کوبیده شدن در...
شرکت بود یا تو اتاق پدرش؟!
_حالت خوبه؟
صدای مضطربش باعث شد چشمای بکهیون روی تصویر چانیول بسته بشن تا با دقت بشنوه.... صدای قدمای سریعی رو میشنید.. داشت میدوید؟
_آره..متاسفانه
_خفه شو...کجایی؟ هتلی یا..
_یه خونه گرفتم..نمیتونه پیدام کنه
_خوبه....خوبه لعنتیه باهوش
یه تکخند کوتاه و بکهیون سعی کرد چهرش رو تصورکنه
_میدونی اولین کاری که وقتی رسیدم کره میخوام بکنم چیه؟
_اره... قراره همه چیزو به فاک بدی
_و میدونی توهم جزو همون " همه چیزی " ؟؟
_اره...
صدای روشن شدن ماشین و بعد از یه نفس عمیق یبار دیگه صدای سهون رو شنید
_با اون پسره چیکار کردی؟ از شرش خلاص شدی؟
با این سوال چشمای بکهیون دوباره باز شدن و با اونو با چانیولی مواجه کردن که پشت کانتر وایساده و بهش خیره بود... توی دستش یکی از همون چاقوهای اشپزخونه بود و روبروش یه تخته پر از تکه های قارچ..
KAMU SEDANG MEMBACA
MAYAN
Fiksi Penggemar💎فیکشن: MAYAN 💎کاپل: چانبک ، ویکوک ، یونمین 💎ژانر : رمنس، اکشن، جنایی 💎محدودیت سنی: +۱۸ _ اون شبیه یه شوالیه س...شوالیه ی من _اون لعنتی رو من بهت دادم! تو منو بخاطر شوالیه ای که خودم واست فرستادم پس میزنی؟! _احتمالا اگه بجاش قلبت رو میدادی وضع...
