PART 86

151 14 54
                                        

همونطور که انگشتاشو بالا گرفته بود دو تا کله‌ از سمت چپ و راستش مشغول وارسی دقیق دستش شدن.

_ هومممم...ظرافتش خوبه.

تئو با قیافه‌ی جدی گفت و لوئیس سری به نشونه‌ی تایید تکون داد : رنگشم قشنگه.

_ ببینم!

هردر با صدای بلندی گفت و از سمت دیگه‌ی میز خم شد و دستاشو کشید...درنتیجه چنان به میز کوبیده شد که همه‌ی لیوانای روی میز لرز رفتن.

پسر روبه‌روش مشغول لمس ناخناش شد و لبخندی زد : دقیق و با جزئیات.

_ هفت درصد احتمال قارچ و باکتری،سه درصد آلرژی،ده درصد هم اونیکولیز...با این حال خیلی خوب شده‌.

ویلیام با لحن متمرکزی اعلام کرد و شرلوک دستی به شونش کشید : یک دهم درصد هم استافیلوکوک اورئوس.

بتی آب دهنشو قورت داد : اون دیگه چیه؟

_ عفونت پوستی.

دخترک سرشو سمت آیرین چرخوند و افسر جوون شونه‌ای بالا انداخت : من کاملا بهداشتی انجامش میدم.

سر همه سمتش چرخید و آلبرت تکخندی زد : کار توئه؟

آیرین ژست متکبرانه‌ای گرفت و با شنیدن صدای شخصی که هیچکدوم نمیشناختن سرشونو سمتش چرخوندن.

_ همگی...خوش اومدین.

پیرمرد در حالی که سمت میز میومد گفت و پشت میز نشست.

سکوت عمیقی فضا رو گرفت و انقدر ادامه پیدا کرد که پیرمرد خودش ادامه داد : مطمئنم براتون سوال بوده دلیل جمع شدنتون چیه...

_ نه راستش...همینکه مایکی دعوتمون کرده بود معلوم بود با چی طرفیم.

شرلوک درحالی که دستشو زیر چونش گذاشته بود گفت و موران در جواب به هردر اشاره کرد: همینکه اینم جزو دعوتیاس نشون از یه ماموریت دیگه‌س.

_ قطعا توی باکینگهام نمیشه شام خانوادگی یا یه دورهمی ساده داشت.

تئو هم نظرشو اعلام کرد و هردر لیوان خالیشو تکون داد : دو ساعت هم گذشته هنوز غذا نیاوردن...میخوان بکشنمون.

آلبرت نیم نگاهی به مایکی انداخت و نیشخندی زد : نمیخواین خودتونو معرفی کنین رئیس بزرگ؟

پیرمرد که از واکنشای جدید سرگرم شده بود لبخندی زد : عنوان وسوسه‌ انگیزیه ولی لطفا اینجوری صدام نکن.

نگاهی به اطرافش انداخت و ادامه داد : من جرالد هستم...جرالد زاکس کوبریک...

ویلیام درحالی که داشت بخاطر گرم بودن هوای سالن آب میخورد با شنیدن اون جمله به سرفه افتاد.

و بعضی دیگه مثل شرلوک و لوئیس که خشکشون زده بود.

بتی سمت لوئیس خم شد : مگه کیه؟

Lunatic BlondeWhere stories live. Discover now